____________

آذر کیانی
_________________
از كتاب پلاژ مردگان شاد: ه
خداي انهدام
گربه اي كه جيغ مي كشد در سكوت تو
خداي انهدام و نابودي ست. ه
گربه پرسه مي زند
سكوت پنجه مي كشد. ه
بيني ات جيغ
جيغ روي نفس هايت
نيازمند رهائي ست. ه
اين فاصله منجمد نمي شود
اين قطره ي شور
گربه در سكوت نفس مي كشد
تو نفس مي كشي
پره هاي بيني خدا مي لرزد. ه
________________
ممنون که این شعر را گذاشتید اما این شعر و چند شعر دیگر توسط ارشاد از این کتاب حذف شد. متاسفانه.مممنون یاشار عزیز.
ReplyDeleteشعر عکس کج را خیلی دوست داشتم. وقتی از کادر بیرون زده بود.
ReplyDeleteلرزیدن پرهای بینی خدا تصویر بسیار نیرومندی بود که شعر را به وادی دیگری انداخت. گو یک جمله ناگهان کل شعر را به گروگان گرفت- آنگونه که عشق قلب را
ReplyDeleteآذر كياني اگر بتواند از اين لحن فاخر كه گاهن در شعرهايش به چشم مي خورد فاصله بگيرد.... شاعر توانايي ست
ReplyDelete