___________

مریم اسحاقی
________________
آیه های کوچه
حادثه در پیاده رو / آب نمی رود
در هزار سالگیم هم که به دنیا بیایم
مختصری حرف های ناگفته دارم.
صبر کن!ه
پوست انداخته ام.ه
در کلمه ام صدای باروت می آید.ه
و استخوان هایم
پشت دیوار
تلخ تلخ / الرحمان می خوانند
مشتم باز نمی شود.ه
کلمه زنجیر است
خورشید فرسوده ست وُ
خدا های های می گرید
و پیامبری فروتنانه
بر آیه های کوچه فال گوش می ایستد
________________
شعر زیبا و تاثیر گذاری خواندم. و برای شاعر گرامی آرزوی سربلندب دارم.
ReplyDeleteاگر شيطان تعظيم مي كرد چه مي شد
ReplyDeleteدر آغاز
اگر حوا(آدم) فريب نمي خورد چه مي شد
در پايان
به انسان كه مي انديشم
ReplyDeleteخنده ام مي گيرد
به انسانيت
اما
گريه
تلخترین
ReplyDeleteهمیشه حرفهایی ناگفته می ماند.
مریم عزیز کار خیلی خوبی بود.