Thursday, October 1, 2009

Bahareh Rezaei

____________


Frida Kahlo “Without hope”, 1945
___________________

بهاره رضائی



تفتیش



نه!ه
مَُّسَلح نبود
لباس های سیاه وتنگ هم نپوشیده بود
چراغ قوّه هم نداشت
نه!
ه
گفتم که:ه
صورتش را هم نپوشانده بود ....ه

همه ی درها را بسته بودم
از پنجره آمد
لب پاتختی نشست
حتا کمی به من لبخند دا د
و سعی کرد
یک دور
با سمفونی ی شما ره ی9بتهون
حس بگیرد:
ه
لالائی ی مناسبی نبود
حق داشت.....
ه

بلند شد
ته مانده ی فنجان قهوه ام را سر کشید
وا ک -مَنَش را روشن کرد
خیا ل می کنم می خواست
خوا ب ها یم را ضبط کند
و من که روی آخرین صفحه های رُمان جیمز باند
کارآ گاه شده بودم
حتا کمی خوا بم گرفته بود....ه


_____________

1 comment:

  1. با درود

    اين روزها شعرهاي بهاره رضايي را بيشتر مي پسندم اين نشان از ذكاوت شاعري ست كه سالهاست كار مي كند در اكثر شعرهاي رضايي شاهد مضمون پردازي و رويكردهاي تازه در شعريم كه اين در نوع خود بسيار مبارك است.

    ReplyDelete