
یاشار احد صارمی
ـــــــــــــــ
در وای نگرانم از آی چرا
چرا شبیه لغزی خیلی سبز پشت شاخههای چی؟م
بزنگاه!م
نمیدانستم در این سطر باید خیلی مُرد از
چی؟ه
از دوباره بکُش مرا
دوباره در نگرانم از
ها، این خش خش آهی که چکه چکه آهو میدرد در این سرخی از
نمیترسم از تو ای عشق
ای غایبِ هم پیراهنی که دهانت دوبارهی شورانگیز شهر من است در باد.م
کسی که از... پروا داشته باشد از من رفته است
و عشق شیریست پی آهویی تنها در هر روز این دیوارها یواش یواش دوباره دوباره وای وای
در یغمای شیرین طفلکی این دلم.ه
و خلوت شبانهی چند پرنده در ویرانهی دیوانی تاریک خیلی نگو
یار اینبار ایرانی نمیخواند کو شور کو آن رود در سماع از صبح علی الطلوع تا کله ی سحر
نمیترسم از تو ای عشق
ای غایب هم تنی که همیشه پاورچین پاورچین یواش دور میشوی از اینجا از نزدیک
همیشه در بزنگاه!م
BALLAD OF GREY EYES TRAVELLER
Video sent by Xuxanov
Yashar AHAD SARAMI
قصیده ی مسافر خاکستری چشم و حاشیه ای کمی چروک
______________
No comments:
Post a Comment