_________________
Alvin Booth
___________
مریم اسحاقی
شعری شکسته ام
شعری شکسته ام
لحظه ای پیش از دست شاعر افتادم
هزار پاره شدم.ه
مهم نیست
نه خودفروشی روزهای روسپی
نه فیش حقوقی که به رویاهای جویده جویده ام منگنه می شود
باید کلاهم را بیندازم هوا
که هر کس و ناکس سرزده می آید
و حرف های پریشانم بایگانی نمی شوند.ه
نفَس کلماتم اگر
ه ه ه ه ه ه در بانک شلوغ
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه دندان به جگر بگذارند
می توانم به پارکی بازنشسته فکر کنم
و غروب هایی که گوش شیطان کر
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه هی کش می آیند.ه
_
188 Plays
Jeanne Moreau
La peau L�on
Jeanne Moreau, La Peau Léon.
My favourite Jeanne Moreau song. You can here it on the François Truffaut short film Antoine & Colette_____________
موفق باشی مریم خانوم
ReplyDeleteزیبا بود شعرت با سادگی اش.
درود بانو اسحاقی
ReplyDeleteشعر با همه سادگی اش چه ژرفناکانه زندگی را قدم زده است
مانا باشید
درود بانو اسحاقی
ReplyDeleteشعر با همه سادگی اش چه ژرفناکانه زندگی را قدم زده است
مانا باشید
شعر زیبایی بود مریم جان . استفاده از فرهنگ شفاهی (کلاه بالا انداختن ...گوش شیطان کر ) خوب نشسته بود در شعر. و پارک بازنشسته هم ترکیب و تصویر بدیعی بود.
ReplyDeleteانگار
ReplyDeleteسياهي اي پيچ در پيچ
و نامتناهي
مرا در خود مي بلعد
گيج و مات
پيش مي روم
در انتها
با شعري زيبا
به روشنايي مي رسم
وقتی شعری زیباست باید گفت !این کلمات به دلم نشست
ReplyDeleteمرسی
خسته نباشي خانم دكتر
ReplyDeleteجالبه كه كاراتون روزبهروز بهتر ميشه. هم شعر هم داستان
درود.
ReplyDeleteزیبا سروده اید.
تصویر و معنا همراه هم اند در لحظه ی شاعرانهی شعرتان.
مانا باشید.