Friday, February 1, 2002

Yashar Ahad Saremi

_________________

Ray K. Metzker - Philadelphia, 1963
___________________

یاشار احد صارمی


کلیدها 6ه


تاريك ...ه
کسی نبود ه ه ه هیچکس آنجا نبود ه ه ه پا بيرون گذاشتم از درون تو با خواب روی‌های ناگزير
آينه كه شكست چشم‌هايم افتادند از كاغذ مقدس !
ه
نمی توانستم تو را به یاد بیاورم و چیزی شبیه سردم بود بود با من
...
آرامشگاه امن من كجای نقشه منقرض شد ؟
ه
صدای باد به من نمی رسید

تاريك ..
ه
چرا يكدفعه اين آسمان رفت و از كلازتش پيراهن سياهش را آورد ؟ه
چرا درختان معبد سيال بال زدند و رفتند ؟ه
اين سكه‌ها برای چه طرف من می افتند ؟ه
تو چشم هایت را بسته بودی ه ه ه نبودی

تاريك
در اين سياهی صدای گربه‌های شهر
صدای کاغذهای معلق
انگشت شستم مادرم را می خواهد و شباهت پدرم چرا در صدای من می پوسد ؟
ه

كجايي ، كجا رفته‌ای ؟ كجايت را كجا برده‌ای؟
ه
قرار بود روز جشن با چشم های تو به ماه و باران خیره شوم
بيا مرا ببر بخوابان جايی دورتر از اين كودكان که دنبالم راه افتاده‌اند
کمی دور تر تیغ و تکرار قوچ هایی که یکی یکی ...
ه

لطفا ، لطفا
در عوض بال هایم را بردار بیا مرا ببر
آخر خيلی تاريك



____________


Aziza Mustafa Zadeh - My Funny Valentine / Jazziza, 1997



________________________

No comments:

There was an error in this gadget