Saturday, May 1, 2010

Massoud Atai

_______________


Damavand by Arad Mojtahedi
________________

مسعود عطایی


اعدام


بار دگر پیاله ی شهد م شرنگ شد
اشکم ز هول فاجعه ای ، لاله رنگ شد
بر روی حاکمان وطن مُهر ننگ شد
باید بجنگ دَ د صفتان بی درنگ شد
نفرین به این فریب ، به این فتنه وریا
نفرین بر این جماعت بد خوی بی بها
چون غنچه ای ،، کمانگر،، و ،،شیرین،، و همرهان
پرپر شدند بی گنه و عاشق و جوان
عشق وطن گناه بزرگیست این زمان
مرگست پیک شوم و غم انگیز جانیان
نفرین به کرکسی که بشد بانی بلا
نفرین به آنکسی که نگرید به این عزا
آن دختر جوان سیه بخت بی پناه
بیگانه با زبان ستمکار دل سیاه
،، شیرین،، به دار رفت و جوانیش شد تباه
آتش گرفت جانم از اندوه ، آه ، آه !
ه
نفرین به جان داور نادان بی حیا
بر آن نکو نما و درون همچو اژدها
بر خیز هموطن ! که دگر دیر می شود
فرزند تو وگرنه به زنجیر می شود
با خود مگو که دیو ز خون سیر می شود
صید از هجوم ظلم کلان ، شیر می شود
تا کی نشسته منتظر یاری خدای
ایران چو زورقیست شکسته ، تو ناخدا !ه








_

contrabajisimo:

sperare:

Prelude In D Minor, BWV 926 - J.S Bach 1685-1750 German

Pianist: Glenn Gould 1932-1982 Canadian


__________

No comments:

There was an error in this gadget