Friday, July 1, 2011

Leila Kordbacheh

________________



لیلا کُردبچه
_________________

میله ها
چشم هایم را
این سرخی دور دست دیروقت نمی فهمد
و پرنده ها به مسیر نگاهم در آسمان نوک می زنند
باید
به خانه برگردم
من سهم زیادی از این آسمان ندارم
و پرنده ها
بدون پنجره به رسمیتم نمی شناسند

من
شاعری خانگی ام
با حرف هایی بزرگ تر از دهان قرص پنجره هایم
و میله ها
ادامه ی منطقی استخوان دست های منند


باید به خانه برگردم
پنجره ام را بردارم و بروم
غروب غمگین تری نشانش دهم
و پرنده ای را که هر غروب
قفسش را به منقار می گیرد و
به آسمان می رود .ه
______________________

No comments:

There was an error in this gadget