Sunday, April 1, 2012

Edris Ali

____________________ 


ادريس علی
____________
شعر معاصر كردستان عراق
مقدمه و برگردان: بابك صحرانورد

ادريس علی، شاعر و ژورناليست جوان كرد، متولد شهر حلبچه ی كردستان عراق است. به دليل بمباران شيميايی اين شهر تحصيلات نامرتبی داشته و همين امر منجر به ترك تحصيل هميشگی او می شود. تا پيش از انقلاب كردستان  در چندين نمايش به ايفای نقش پرداخته و پس از آن در روزنامه های كردی آن ديار به فعاليت می پردازد. از سال 1998 به شكل رسمی به سرودن شعر روی آورده و تا كنون سه مجموعه شعر از او منتشر شده است. آخرين دفتر شعر او به نام«اندكي باران...ذره ای عشق»به زودی از او منتشر می شود. ادريس علی از اعضا ثابت ماهنامه ادبی «گلاويژ نو» می باشد كه هر ماه در شهر سليمانيه منتشر می شود.

نفس های تنهايی
آه ...
من چه مي دانم
كه چقدر شاعرم !
***         
باريدن
ترانه ای ست خيس
من نخوانم اش
هيچ كسی نيست تا بخواند.
***
سيگاری به من دهيد
خانه ی دلتنگي ام را از دود ش برهانم.
***
وای اگر مادرم زنده  مي ماند
از گل ها چه قدردانی ها مي كرد.
***
كيست؟
هم گامم شود
به هنگامه ی  مرگ.
***
خدايا
بهشت كودكی ام را به من ارزانی فرما.
و «سرو» ي سهی
از قامت بلند بالای مادرم  نيز.
***
ای قدح
مست شو،  اينك، از تنهايي ام.
***
روزان اميدواری چه كوتاه  و
شبان جانسوز، چه طولانی.
***
دل پريشی ام تند بادی ست
 عصرها،  چه می وزد و چه  می وزاند.
***
بركه ی عاشقان
پرسش گاه  پيشواز وطن است.
***
حلبچه
چون من
ويرانكده ی ست.
***
چتر سبك ات  را باز نكن.
آخر
من برايت
چترم.
_______________


No comments:

There was an error in this gadget