Tuesday, July 1, 2014

Kheirollah Farrokhi

__________________

 Vibration Mirror by Fredrik Skatar
_________________
 خیرالله فرخی

تاریخ کوچه

از اتفاقاتی که سینه سینه شرح اش می بَرَد
تاریخ را از (ت) اوّل اش به (طاء) طبل کوف کوف اش گرفته تا بکوب اد..
اتفاق را نمی شود با هر چه می افت اد افتاد
از وقت تاریخ گذشته است، تاریخ شدن ما را به (طاء) نچسبان اید!

چند نفر بودند با حسین می آمدند از کجا که نام کوچه ای بر عَلَم برق دار بکوب اند
یکی می گفت: سرش را ننویس که (سین) اش ما را ببرد به سقط خونین کلمات
یکی می گفت: دارکوب پای نهرش بکن اید آبای مان به آب برس اد
یکی می گفت: اسماعیل را عمیق تر کوب ایده ایم در خودمان تا امروز به کوچه ای برس ایم و یک عَلَم
ما را ببرد به تاریخ که بی سرآغاز و ادامه اش با سران بسیار..
ما که از خودمان رفته بودیم و در خودمان کوچه ای بی نام کش ایده می شدیم
قدّمان هم به (طاء) هیچ تاریخی نمی رس اید
و در تاریخ هیچ آبی به چشمه ای نرس ایدیم
داشت ایم چشم می ریخت ایم کاسه کاسه پای عَلَم..

دارم به حال خودم بر می گردم.. جای خودم... پای خودم
تاریخ خودم را.. خودم را.. همه جای کوچه ثبت کرده ام
این عَلَم حسین خودش را می خواه اد
و دیدن شدن اسماعیل هم با چند چشم اضافه تیرها کش ایده است از درد..
هر جای تاریخ یک عَلَم دیدیم، شکست ایم خودمان را
جای هر نام عکس خودمان کش ایدیم تا به اصل تاریخ برس ایم
حالا هم گیر کرده ایم سر کوچه ای که عَلَم اش بلندتر است و پلاکی با نامی که ندارد
گیرمان داده اند اهالی، اگر حسین نباش اد بالای این عَلَم، اسماعیل را از کفن اش می کش ایم بیرون!
هر کوچه با نام خودش از تیری آویخته
هر تیر نام خودش را دارد
و گاهی هم از خودش می رود بالا
تا برس اد به خودش..

داشت ایم این نام را شکل خودمان می کش ایدیم بالای عَلَم
اهالی به نام خودشان رس ایده بودند
اسماعیل هم به کفن خودش برگشته بود
تاریخ امّا هر بار به نام تازه ای می رس اید
کوچه ی حسین..


تیر93



 __

No comments:

There was an error in this gadget