Showing posts with label محمد باقر کلاهی اهری. Show all posts
Showing posts with label محمد باقر کلاهی اهری. Show all posts

Sunday, July 1, 2012

Mohammad Bagher Kolahi Ahari

_________________

Hiroshi Sugimoto. Lightning Fields 182, 2009
______________
محمد باقر کلاهی اهری

یکجا

طرحی از گل های سرخ و هجومی از بادها
اینجا در کنار هم شکل پیدا میکنند
تا خوشه انگور و صدای مرگ را
یکجا با هم گرد آورند
در سایه های بلند این آسیاب!
ه

وقتی بانگ شتر ها
و هوهوی غریبه ی بادهای شور باهم بودند
من چه میبایستی می کردم
حالا که بال هایم سوخته است ؟
ه
_______________

Sunday, April 1, 2012

Mohammad Bagher Kolahi Ahari

__________________

Ecological Footprint Infographiti Rug by Toko.
______________
محمد باقر کلاهی اهری

بیتاب

مرا بس که بگویم دوستت دارم
مرا بس که بگویم چون آتش ها برایت سوخته ام
تا مرا بگذاری بروی ؛ تا باران های بعد
کویر ها را بگذاری تا مرا صدا کنند
د رحیرانی بادهای سوخته سرگردانم کنند!
ه

صحرا هایی هستند و مثل روز های من بیهوده اند
بی شوق اند ؛ بی بارانند ؛ بی ترانه اند
بی هیچ گیاهند
بی انتظارند و بی بامداد!
ه


روزی طولانی اند که بعد از رفتن گل ها آغاز شد
بعد از گیاه و پرنده و هر چه هست
بی عطر نارنج و لولای در که صدا می کند!
ه

کسی نیست تا بیتابش باشم دیگر
بس که مرا تاب ابروهایت کشته است!
ه


_________

Sunday, January 1, 2012

Mohammad Bagher Kolahi Ahari

__________________

Carlos Schwabe- Le Faun (1923)
______________
محمد باقر کلاهی اهری
خودم


خودم بودم پروانه ای که داشتم می آمدم
و کوچه ای گود بود که مثل صدف در خانه پریزاد بود!
ه
پریزادی که اسم پروانه ها را بداند
به جای گل ها می نشیند و پروانه ها را صید می کند
و بال هایشان رابا سنجاق می چسباند روی طلق سبز
می ذاردشان پشت صفحه طلق
و صفحه بعدی را ورق می زند!
ه

من حالا در بهشت پروانه ها
به سکوت و جاودانی رسیدهام
و در قطار پروانه ها
پادشاهی هستم
در یک سلسله دور و دراز !ه






_______________