Showing posts with label Azita Ghahreman. Show all posts
Showing posts with label Azita Ghahreman. Show all posts

Thursday, October 1, 2015

Magnus William Olsson

______________

Magnus William-Olsson
____________

ماگنوس ویلیام اولسون
برگردان فارسی .سهراب رحیمی .آزیتا قهرمان  از کتاب : شهر بی حصار

سه سونات عاشقانه

چنان قوی بود سیمی که ما را محکم به  یک دگر بست
که مانند  اندیشه ای شک آلود
تن هایمان درهم شکست
وقتی نومیدانه خود را کنار هم یافته بودیم
 درپرتو نورهای نقاشی – ونیز-
که در چشم مان باشکوه و زیباست
دراعلان بزرگ خویش- در بادی که از
یک پنجره ی لق  به ناگهان وزید
و بودن ما رادر گستردگی ابدیت تماشا کرد
چشم هایی که هم را در صبر و آهستگی ملاقات کردند
لب هایی که خاموش  ماندند  تا وقتی سکوت
شب را به آتش کشید - چون دو  شعله بیوسته -
آنجا مسخ و با هم یکی شدیم
و اشیا درخشان و شفاف
مانند اندیشه ها شعله گرفتند

__

برای خاطره ی نینا دو لوس پینس؛ صدایش


همیشه جایی دیگر، ماری
و همیشه با  چهره ی کسی دیگر
برابر چشمان لبریز از عذاب و دردش
جسمی که مجبور است با سن  خود همسفرباشد
من گلی شکسته بودم،
 یک هویت جنسی؛ یک انکار قدیمی
تو زخم های سوزان مرا دیدی
در سرخ ترین شعله هایش
چه کسی ناپدیدشد ؟
 چه کسی از رنگ گل های سرخ محافظت کرد
وقتی گل خشخاش ملتهب این گونه می درخشد
چه دشوار است در شعله های خویش بسوزی .
چه ساده  تا تجربه اش کنی
چه اندازه سخت  تا بدانی
 آتش بی ما نیز زنده است.
 در اعماق شعله می کشد
و دوباره زخم زخم را می بوسد
و شعله  شعله را بی انکه ما باشیم .

___
شاعر؛ منتقد و مترجم سوئدی متولد ۱۹۶۹ است او دارای دکترای ادبیات از دانشگاه استکهلم و فوق دکترای نقد ادبی است و در حال حاضر به عنوان استاد در مدرسه شعر استکهلم مشغول تدریس است . او سال ها عهده دار سردبیری ی نشریات ادبی معتبر سوئد بوده است و از سال ١٩٩٠ تاکنون برای بزرگترین روزنامه های کشور سوئد؛ نقد ادبی می نویسد  .او بنیانگذار سیمنارهای نقد ادبی در سوئد و اسکاندیناوی ست. این سمینارها با دعوت از مهم ترین منتقدین و نظریه پردازان ادبی ی اسکاندیناوی در بزرگترین شهرهای سوئد و اسکاندیناوی برگزار می شوند. ماگنوس ویلیام اولسون؛از اولین پایه گذاران وبسایت پادکست شاعران مطرح  سوئد بوده و در سایتش که با همکاری و همیاری وزارت فرهنگ سوئد و ناشران بزرگ سوئد ، صدای شاعران معاصر سوئد رامی توان شنید . این مترجم پرکار؛ که از زبان های یونانی و اسپانیایی انگلیسی و  دانمارکی ترجمه می کند تا بحال بسیاری از بزرگان شعر  را به سوئدی ترجمه کرده است . از آن جمله ترجمه ی مجموعه آثار سافوی یونانی؛ پیا تافدروپ دانمارکی؛ کنستانتین کاوافی یونانی؛ آنتونیو گاموندای اسپانیایی ،آلکساندرا پیزارنیک آرژانتینی و گلوریا گرویتس مکزیکی. شعرها و ترجمه های او با اقبال عمومی ی سوئدی ها ودیگر  خوانندگان آثارش در دیگر کشورها روبرو بوده است. او با هنرمندان و آهنگسازان زیادی همکاری داشته و برای رادیوی ملی سوئد؛ ترانه های بسیاری ساخته است . در سال 2009 با همکاری آن یدرلوند شاعر؛ و دو آهنگساز؛ نمایشی به نام  « چرا ما در بهشت نیستیم» را در موزه ی هنرهای مدرن استکهلم به روی صحنه برد. نام کتاب های او به قرار زیر است : ١٩٨٧ « اوه»  - ١٩٨٩« برای»  - ١٩٩١ «و سایه انداختن» - ١٩٩٩٢ «صحیفه ی زندگی»  -  ١٩٩٥ «که از آتش تو»  - ١٩٩٦  «نگاه شعر؛ صدای نقاش»  - ١٩٩٧«  نور بی انتهایی»  - ٢٠٠٠  « بیوگرافیا»  -  ٢٠٠٣« برای این است که از هومر آموخته ام»  -  ٢٠٠٤ « اشباح»  - ٢٠٠٦ « لحظه برای پینداروس یک اتاق کوچک است در زمان » -  ٢٠٠٨« من با مردگان صحبت می کنم»   - ٢٠١٠  «سونات های اینگر» - ٢٠١٢ «  شهر بی حصار» که منتخب اشعار اوست  .
تاکنون شش جایزه ی مهم شعر ی سوئد بین سالهای 1987 تا 2011 به ماگنوس ویلیام اولسون تعلق گرفته است ؛ از آن جمله است جایزه ی ادبی بلمان و جایزه ی  شعر ونبرگ و گونار اکه لف.





_

Wednesday, April 1, 2015

T. Eredenetsogt

______________ 

Carolyn Drake, Shaman Novice
___

دو شعر اردینتسوگت .شاعر مغولستان
فارسی : آزیتا قهرمان


بز وحشی از کوه می رود بالا
تا جایی که آسمان تمام می شود

آسمان ادامه دارد
تا جایی که بز وحشی ایستاده است

باد در به در و  خسته  می وزد
تا جایی که آسمان تمام  می  شود

ستاره های  بی نور خود را  شب پنهان کردند  
جایی آن سوی کهکشان  که آسمان تمام می شود

کوه ها میخ زمین هستند
 آسمان ستون و پایه ها
ابرها آن بالا  لگام  و افسارند
تا جایی که واقعیت دور و تمام می شود  

افسانه ها دلفریب و زیبا ترند
 از جایی که حقیقت تمام شود


2

می خواهم زندگی را همان طور که باید زندگی شود ؛ زندگی کرده باشم
حتا افعی ها زندگی خود را زندگی می کنند
فکرهای ناچیزی دارند ؛زاد و ولد می کنند ؛  تکثیر می شوند
خاک را می کلند و مارهای ریز را می بلعند
برگ های آویشن را می جوند

می خواهم زندگی را همان طوری که باید زندگی شود ؛ زندگی کرده باشم
سوخته از سرمای زمستان
خشکیده از داغی تابستان
 پریشان از باد وهوای پاییز
هرچه گاوها خوردند ؛ دوباره سبز شد .
 ما همان علف ها ی دوباره رویانیم

برای خاطر دیگران
 می خواهم زندگی را همان طور که باید زندگی شود زندگی کرده باشم

صدها سال پیش جزلحظه ای در من نپایید
می خواهم زندگی را همان طورزندگی کنم ؛ که باید زندگی کرده باشم
حتا اگرهزاران هزار سال پیش از اینها
حیران ِزیبا رویی بوده ام
اکنون آزادم و او معشوقه من است






___________________

Azita Ghahreman

_____________ 


___آزیتا قهرمان
چه عاشق هایی بودند 

برای ما که شکل فراق  درآینه افتادیم
و مرغِ تشنه به کاغذ ِفال نوک می زند
برای عرض یادش بخیر در آن زمین شعله ور
به خط نازک باران  پشت کاسه ی سفا ل نیشابور
دریایی که عاشق بغل زدم
از پرو پهلویم می چکد هنوز

چه عاشق هایی بودند
 همه غریبمرگ  وفراموش
حیف سر به هوا وقد شان کوتاه 
فقط تا شانه ی خدانگهدار
به سا ل و ماه و خواب ریخت
به رودخانه ای که رفت 
 می رود
اما همیشه اینجاست

هنوزدرفکرم
کجای راه از روی ساعدم  پریدند
کی بی صدا  روی لبم  جان دادند
مثل انقلاب تا زد قد درخت ها را تا زانو
 اسم مرده ها را نوشت  پیشانی ِ خیابا ن
سوراخی چک چک در گلوی اردیبهشت
است  محتاج سوزن و چسب
آغوشی که درز ِ پاره اش را
 باید درسینه ام  دوباره  بدوزم
زنده ام هنوز  
حتا اگر شما  استخوان های غرق و پوسیده
ته دریا تیزآب ِ آهک و مرگ است
ته دریا اژدها روی صدا خش می اندازد
ته دریا ...
ماه دکمه ی  کنده از ژاکت ِنخ نمای فرسوده
پشت جمله هایی که باید تمام و برگردم
مثل زنی ترسیده  که از تاریکی بلندی
  ناغافل پریده باشد

چه عاشق هایی بودند
 همه خسیس و فراموش
سنگ قبرهای مرمر سفید
  گل های داوودی پلاسیده 
همه را با خودشان بردند
 به رودخانه ای که رفت 
 می رود
 اما همیشه اینجا ست

2013
_______________