Showing posts with label Bejan Baran. Show all posts
Showing posts with label Bejan Baran. Show all posts

Sunday, April 1, 2012

Bejan Baran

______________

Lili St Cyr
______________
بیژن باران
پرواز

هر از گاهی بخواب، کنم پرواز
از پنجره به آسمان باز
می‌پرم به‌دور آبی، بالای شهر، بی‌نیاز
فراز کیان ردیف چنار خیابان، خالی از تردد مردم آز

بر بامی فرود آیم، باز
کنار خرپشت، بین آنتن رادیو و اقاقیای طناز
با حجم عطر خوشه‌های سفید، پرنده و آواز
گریز ز غم حال، به‌یاد شاد کودکی، مسیر بادبادک فراز.ه

سار در خط مستقیم ز بام
به ایوان پرید، دانه به‌کام

یادم ز دورهای دور
خروس خون، سحر بلور
دختر کوه راهی مزرعه، کودکی بر کول صفور
از تماس شبنم بوته‌های گل محمدی، نوک گیوه نمور
در چلک، تل گل، چیده برای گلاب، جور





___________

Sunday, January 1, 2012

Bejan Baran

___________________

Maria Grazia Title-Tulipani danzanti
_____________
بیژن باران
ستاره
آه، نازنین
حال زادروز توست.
ه
محفل عاشقان
بیاد بردن توست.
ه

ستاره گان در بالا-
ه
فروزان و درخشان.ه
دیریست مرده اند-ه
برخی در دور زمان.ه

ولی هنوز نورشان
بجاست در غروب آسمان.
ه
زیرا، ببین! چون عشق-
هرگز نمیرد فروغ ستارگان.ه



011811



____________

Wednesday, December 1, 2010

Bejan Baran

___________________


by Paul Ranson
________________

بیژن باران


زمان

من می مانم، رود می رود.ه

رودخانه ای در من می گذرد.
ه
با ترنم لحظه های حباب
در بیداری و خواب
از روی ردیف موج و ماسه؛
ه
لاک پشتی می پلکد، در کناره.ه
از کودکیم مرا دور می کند-ه
عصرهای تابستان گذران، دوره گرد،
ه
می خواند کوچه باغی؛ می شد دور.
ه
خمیازه خواب چادر شب را بر سر می کرد.ه

رود از سکوت کوه
به هیجان موج دریا می رسید.
ه
قصه سکوت را گاه زمزمه؛ه
گاه می خواند با خروش.ه
گذر رود، پشیز لاک پشت مانده بجا در دور.ه
رود می برد با خود
قصه سکوت کوه.
ه

رودخانه ای در من
از میان خاطرات درختان و دشت
- در کنار، چوپان نی نواز
بدور او، بع بع گوسفند، عطسه بز-
ه
دور می شود.ه

رود می رود
برای زندگی پویا، بیدرنگ
از میان سکوت صخره و سنگ
ایستایی ابدی مرگ
زیر تشعشع آسمان.
ه

رودخانه ای در من جاریست.
ه
زیر ستارگان نور
گذشته های دور
کوههای کبود
یادهای نامطمئن
بادهای فراموش.
ه

رود می ماند، من می روم.ه



070708


___

Anton Webern: “Orchestration of the six-part ricercar from the Musical Offering of J. S. Bach” (1935) Conducted by Pierre Boulez, 1969 - from the album Webern Complete Works Opp. 1-31

“In 1935 Webern took a break from his pioneering 12-tone compositions and decided to orchestrate the six-voice ricercar (a rigorous contrapuntal form that was a predecessor to the fugue) from J.S. Bach’s remarkable late work The Musical Offering of 1747. Because Bach had not specified the instrumentation of the piece, it made the perfect medium for Webern’s unprecedented experiment in orchestration. The melodic lines are broken into fragments and passed continuously from instrument to instrument, creating a shimmering, prismatic garb for Bach’s polyphonic web of voices.


_____________________________

Thursday, October 1, 2009

Bejan Baran

___________


Édouard Boubat - Tounrnesol.1985
_____________________

بیژن باران


ماگنولیا





در این بهار بی برگی-ه
شعله های شمع شکوه شکوفه در 1001 دست
رو بسوی بهار
در زیر پا، بر پیاز، دوکهای هراس رنگین گل زعفران.
ه

ماگنولیا
معبدی تابع زمان
تجسم شکوه عشق
تصویر گذر فصول:
ه
شکوفانی مشتعل بهار
سایه سبز تابستان
شولای شنگرفی خزان
لخت زیر حریر شیری زمستان

تو ناظر نسلهای امید در راه-
ه
وقتی در سایه شهریورت
پیاده شود دل پرشور کودک 3چرخه سوار
تا بر تاب آویزان از بازوی ستبرت
در هوای ولرم، نسیم خیس خنک
جدا ز ثقل زمین
رها در هوا
در پاندول تاب
از بالا به پایین
از یسار تا یمین

ماگنولیا
شاهد ماجرا:
ه
عشق جفت جوان
در داغ خنکای مدرسه مهر
در خیابان خلوت، انعکاس آتش برگها بر برکه ی آب

در بدرقه چمدان بسته مسافر دور شو
بناهنگام بغض زمستان سکوت سرد
رد پا، محو در استتار سفید برف

باز بهار
در سخاوت خورشید
مشت عشق، باز، با بوی سکر باه، مزه شکر وصل
رویان با کمانه های ابریق پر شکوفه خیام-
ه
بدست، جامهای لبالب شراب صورتی/ سفید
بآسمان برد در معبر نسیم ایام؛
ه
تا هفته ی بعد بر زمین کند افشان.ه

ماگنولیا
معبد شکوه شکوفه عشق
در رشد و گسترش پهنه خاکی-
ه
شاهد ساکت آمد و رفت ما.ه

ماگنولیا
زنی است صبور در سکوت
ناظر ستم ایام به فرودستان.ه



032609

__________________

Wednesday, July 1, 2009

Bejan Baran

_____________




Paula Slater Sculpts Second Portrait Bust of Neda “Angel of Freedom”
_________________

بیژن باران



ندا


شب با وقاحت
در چشم ما می نگرد.
ه
پس از تقلب، دروغ می گوید.ه
ساطور بدست چپ، تهدید می کند.ه

نبش خیابان
رودررو اهریمن
چشم در چشم من
دروغ را تکرار می کند.
ه
کلید جهنم بدست پشم آلودش
از عهد دقیانوس، حی و حاضر – اما کور، اما کر،
ه
ندای روز را نمی شنود.ه

گلوله زیر گلوی گل لانه می کند.
ه
نسترن سرخ شکوفان کند بصورت ندا -
ه
ولی پیش می آید بر کف خیابان، صدا.ه
از درختان بآسمان می رسد:
ه
شهر را پر می کند
شهرها را پر می کند
زمین را پر می کند
از خیابان به جهان می رسد، صدا.
ه
تاریخ با صداقت ثبت می کند آنرا.ه
از لبان مردم پیام ندا
جاریست در خیابان و بام ها.
ه

بر افق خاور برآید سحر، ندا
از پشت درختان ناظر موج، ندا
ندا مام میهن است نگران ما
در ماست - ندا
امروز رفته است ندا
تا درخشان تر شود فردا.
ه
هر سحر، بر افق شهر ما
طلوع می کند هزاران تصویر بیصدا
در شهرها پیش می آید- صورت ندا.
ه

بر شهر شطرنجی جوهر سرخ پاشیده شده
سیاهپوشان خود به سر
اجل معلق مهیب
بسلاخی پرواز در شهر بی نهیب.
بهار خیابان ها پر از گل های پرپرند.
ه

آغاز خیابان شجاعت است.
ه
پایان آن، پیروزی می آید بدست.ه



061509



________