Showing posts with label Marry Daniel. Show all posts
Showing posts with label Marry Daniel. Show all posts

Wednesday, July 1, 2009

Azar Kiani

____________

Marry Daniel
Marry Daniel
Untitled (for my Grandmother), 1996

______________

آذر کیانی


سلامت



در قطب سلامت بسر ميبرم
موهاي زمان در دست هايم است
مي بافم
روي هر بافته نگين مي كارم

تقويم روشن است
و رنگين كمان
يك دايره ي كامل را پشت سرم دارد
نور مي بافم
رنگين دايره ي زمان
سلامت را هديه مي كند
وقطب كه نهايت است
در من بسر مي برد.ه

____________

Monday, June 1, 2009

Azadeh Davachi

_________



Marry Daniel- Mapping the body
_______________________


آزاده دواچی


29



دلم پیش توست ،
پیش تو که سنگ ها را در گلویت خفه کردی
و از ترس نقاشی پیاده رو ها ،
چشم هایت را به در دوختی
و سکوت کردی،
و خودت را سپردی به شمعی نگران
که در امام زاده ای بی نوا،
از ترس تاریکی،
آرام می لرزد
به لک لک ها نگفتی
که روی عمارتت تخم نگذارند
و نگفتی از بال زدنشان،
در این شهر خفه می ترسی
دلم را سپرده ام به تو،
که آرام جنازه های سرزمینت را،
در گلدانی کم حرف چال می کنی
و دلت را خوش می کنی
که فردا از آن قاصدکی بروید
به رنگ مجسمه آزادی
با دوقولوهای آویزان از گردنش
دلم پیش توست
که از فضای این همه نقاب
هنوز صورتت را می دزدی
و در سکوت با من حرف می زنی
و سنگ ها مدام به سویت می آیند
و تو خفه شان می سازی
باور کن که
دلم همیشه پیش تو بوده است
حتی الان که آرام مرده ام،
زیر سنگ هایت

__________