Showing posts with label Soroor Javan. Show all posts
Showing posts with label Soroor Javan. Show all posts

Wednesday, December 1, 2010

Soroor Javan

_____________________


Hillebrand van Kampen, Untitled, 2006, oil on canvas
_______________________

سرور جوان



آب نبات های قرمز

چرخ چرخ چرخ چرخ... دایره... تن ام داشت شعر می گفت... با الفبای خودش. بیدار شدم. نمی دانم چرا تکرار می کردم، م... چشم هام را بستم و پشت پلک های بسته ام گفتی یک چیز دیگر بگو... و من گفتم، م. کلمه ها را خاموش کردی و خوابیدم. و تو باز دستت را گذاشتی روی تنم. آتش بازی لغزانت شروع شده بود. تو بیدار شدی همیشه که من می خوابم.ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه _ تو معتادش می شی... ه
ه _ اوهوم... می شم. ه
بیدار شدم نمی دانم چرا تکرار می کردم، م. ه
دست می کشی روی موهام. می گویم باران که شروع بشود کوچک می شوم و می روم زیر میز... دورتا دورم دیوار آب هست و من جایی که هستم خشک است. توی کوچه گودال آبی بود دیشب که ته اش چراغ بود و بازتاب قطره های سقوط می کرد به اسمان... دست می کشم روی موهات. شب نیست هنوز...ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه _ بعد بارون چی؟ ه
ه _ نمی دونم بعدشو... ه
ه _ من هم با تو میام... ه
صورتت زبر بود. زیر لب هام وقتی بوسیدمت. زیر انگشت هام وقتی رد لب هام را پاک می کردم. و حالا که گرفتمش میان دو تا دست هام. چرا بغلت نکردم؟ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
باران می آمد و من چتر نداشتم. هر دو خیس خیس شدیم. یک میز که خیلی کوتاه است و پایه هاش کوچک اینجا نبود. تا دلت بخواهد اما درخت لخت بود. و یک جایی گوشه ای حتما چند تا گل بنفش کوچک بودند زیر برگ هایی خیس. تو اگر ...ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه _ تو اگه کوچولو بشی من هم با تو میام زیر میز. ه
ه _ من این سر دنیا آخه چی کار می کنم عزیزکم؟ ه
از جایی شروع می شود و حرف... کلمه می بارد. تمام دنیا دارد چشمک می زند و ما همیشه فکر می کنیم داریم پیوسته می بینیم و خب چیزهایی توی دنیاست که بی شک هیچ وقت نمی بینیم. نگاه می کردم به چشم هات. دستم را فشار می دهی. این حال، حال دایره های پنهان است. کاش نقاشی بلد بودم...ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
بقیه اش را باید دم گوش ات بگویم. ه
ه _ حالا هیچی نگو... می دونم... ه
انگشتت را می گذاری روی لب هام... لب هات را گذاشته بودی روی لب هام. همه را بگذار باد ببرد. امپراطوری کلمه ها از هم می پاشد. اینجا قلمروی صداهای بازیگوش شبانه میان خواب و بیداری ست. چه قشنگ می خندی تو. خنده ام می گیرد. با اینهمه آب نبات قرمز...ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
صدات می کنم
قطره های کلمه بخار می شوند
خیلی ساده، ه
دوستت دارم. ه



___________


song title : Noi Due

album title : JazzItaliano Live 2009

Paolo Fresu(casa del jazz, 2009)



_________________

Monday, November 1, 2010

Soroor Javan

_____________


Charles Grogg - Subterraneous
__________________

سرور جوان


زیر هیچ جا که سایه

ه- بیا بازی کنیم.ه
ه- بازی؟ه
ه- آره. تو چشم بذار، من می رم قایم می شم.ه
ه- تو چرا چشم نمی ذاری من برم قایم بشم؟ه
ه- آخه تو نمی تونی قایم بشی. اینجا یک بیابون خالیه. می بینی؟ صافِ صاف.ه
ه- آره...ه
و چشم گذاشتم و رفت قایم بشود. شد... نمی دانستم توی آسمان را باید بگردم یا زیر این شن ها... نمی دانم. نزدیک اش که می رسم خنده می کند. صدا می کند. گاهی یک تکه اش را می بینم. مثلا امشب توی دودها موهایش را دیدم. خیلی بلند و سیاه و تابدار.ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
دوست دارم یک نفر را بکشم قبل از مردنم
دوست دارم یک نفر را دوست داشته باشم قبل مردنم
گاهی بی رنگ می شوم. مثل این دود... کسی می داند کجاست؟ صدای من نیست. صدای من نیست اینها... موهایم بوی دود می دهد. خیال می کنم باید یک کاری بکنم و می دانم این کلمه ها کسی را نجات نمی دهند. نجاتی در کار نیست. باید یکی را بکشم قبل از مردنم .ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه- یک مردی هست که...ه
ه- خوب؟ خوب؟ه
ه-نه... خوب... نه
از جایی که من می آیم آره خوب
از جایی که تو می آیی آره خوب
از جایی که این کلمه ها نه
از جایی که رفت قایم شد...
ه
ه- ولی یک مردی هست که...ه
ه- هیس..ه
قایم شده ولی تکه هایش را می بینم. تکه هایش را. گاهی چشم هایش را جای چشم های تو جا می زند. خیلی قشنگ . یک جایی نشسته که اشباح را خوب ببیند. گل می کارد گاهی. گاهی دست. گاهی پا... بعد همه را درو می کند و کلی دست و پا می آورد می ریزد توی تختم. ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه- چکارشان کنم؟ه
ه- خون...ه
ه- خون؟ه
ه- خون می خواهد. خون می خواهد و تو هرچه سی دو حرف فارسی را بچسبانی راضی نمی شود.ه
ه- باشد. راضی نمی شود. نشود.ه
از امکان من واقعی تر است
از واقعیت من ناممکن تر
سوزن هایش را گرفته ام. دست هایم را گرفته. توی دست هایم فرو می کنم. توی سوزن هایش فرو می کند. خیالباف... چشم هاش... خیلی اشک دارند گاهی. خیلی زوزه. خیلی ماه. خیلی ستاره. خیلی هیچی. خیلی قشنگ .ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ستاره ای بدرخشید و هی بدرخشید و هی بدرخشید و ماه افتاد پایین...ه
تو چشم هات قشنگند و من باید قبلِ مردنم او را بکشم.ه


____________



/ 第2変奏: Tempo Del Tema 1:13

Mstislav Rostropovitsch / Herbert Von Karajan


___

Friday, October 1, 2010

Soroor Javan

________________


Ptaci (Birds), 1977 by Ladislav Postupa
______________

سرور جوان



لالایی برایش / م


سفید

بغلش کن عزیزم...
ه
بغلش کن و چند کلمه ی سفید زیر گوشش بخوان
بغل کن شب را تا بخوابد.
ه


آبی

شب خیال می بافد و تو هی قشنگ تری
ماه هرچه شب بافته می شکافد،
ه
می اندازد، کنار کلمه های من
و تو باز هی قشنگ تری.
توی رگ هام بغلت می کند شبی که در من خوابیده.
ه




قرمز

هوسم کردی و یک درخت قرمز شد
هوسم کردی و وقتی من به دنیا آمدم قشنگ شدم
هوسم کن هزار بار
هوس های تو شیرین اند.
تمام درخت های اینجا که لخت شوند وقت خنده ی انارها می رسد.ه



__


Feist (LeT it die) : Secret Heart


__________

Wednesday, September 1, 2010

Soroor Javan

_____________________


Yolanda Heredia Caldero, Outside of Seviilla, Spain — Ruven Afanador, 2008
____________

سرور جوان


بوسه

شب؛ ه
شیرین و گس و خیس میان کوچه ی تابستان
رویا؛ ه
خرچنگ لغزان زیر شن های خنک ساحل


__



Paganini: Violin Concerto No.2 in B minor, Op.7 “La Campanella” - III. Rondo [08:57]


______________

Thursday, July 1, 2010

Soroor Javan

_____________


Jarrett Murphy
____________________
سرور جوان

بعد از...ه


حضور

موهای سفیدت را جا گذاشته ای
اینجا...
ه
اینجا میان تارهای سیاه روی شقیقه ام.
ه




زندگی

تنگ اش شکسته
من غرق شده ام
و او دارد توی دست هایم جان می دهد.
ه
بلد نیستم بازی کنم...ه




صدا

سکوت
رازِ صداست.ه
سکوت
ردِ پای ظریفی ست روی آب های حضور.
ه



___

56 Plays

aneeqahmed:

Bibi Sanem Janem - Zeb and Haniya

This is a Dari song sung by Zeb and Haniya on Coke Studio. Non-Desi people probably wont like it.



____

Tuesday, June 1, 2010

Soroor Javan

____________________


Toni Frissell Lady in the Lake, for Harper’s Bazaar 1949
______________________

سرور جوان


اِغوا

ماه تمام بود
و ستاره ی قرمز کوچک جدا شد از ستاره های چرخان ه ه ه افتاد توی اقیانوسِ بی مکان بی زمانِ ابدیت

ماه تمام بود
و قطره ی کوچک از بی مکان بی زمانِ هیچ، ستاره ای آبی شد میان ستاره های چرخان

ماه تمام بود
و بی خیال همه ی اینها، داشت آب ها را اغوا می کرد به آغوش آسمان.ه



__


Nino Rota - Guido E Luisa: Nostalgico Swing (via 8 1/2: Original Motion Picture Soundtrack)


__

Thursday, April 1, 2010

Soroor Javan

______________


‘Elephant Waltz’ by Rosanne Olson
_____________________

سرور جوان



خیلی نور و باد

شمع را روشن کرد
پنجره را بست.ه
روی پاشنه چرخید و بی خیالِ تاریکی و شمع و پنجره
رفت سقوط کند در بلندی های خیلی نور و باد
تن اش از پیراهن اش می گریخت...ه



__


symphonyno2inem:

Sergei Rachmaninoff - All-Night Vigil (Всенощное бдение, Vsenoshchnoe bdenie), Op. 37 - 14. Troparion: Thou Didst Rise from the Tomb (Тропарь: Воскрес из гроба)


____

Monday, March 1, 2010

Soroor Javan

______________


Moorish Buildings in Sunlight, 1879-1880 - John Singer Sargent
_______________

سرور جوان

خُنکای ماه خوابگی

ماه، پشت پلک هایم طلوع می کند...ه
حالا تو کجایی؟ کجایی؟ ها؟ه
شرق را یافتی زیر این این گنبد سیاه؟ شرق را؟ه
همانجایی که انگار نشسته جایی پشت شیشه ها و کلمه ها...ه
و تاریکیِ شب مدام از یادش می برد که خورشیدی هم قرارِ تولد.ه
چشم هایم را که می بندم ماه پشت پلک هایم طلوع می کند
تهران را من خواب می بینم هر شب و تو را و بابا را و تمام چیزهایی که دوست دارم
و روزها بیدار می شوم در مونترال
برف می آید
ه ه ه قرار است تمام این هفته بیاید. همین طور باد...ه
بیاید اما...ه
من که گونه هایم تکیده ی قرن هاست ه ه ه ترس باد یعنی؟ه
من که قرار است چشم ببندم و می دانم که زیر این گنبدِ سیاه، سایه ها خیلی برهنه می شوند و خیالشان هم نیست که سایه اند
و مدام توی بغل هم می خوابند و خیالشان هم نیست که سایه اند
و گاه فراموشمان می شود که سایه اند.
ه
سایه بازیِ بوسه می کنی؟ چشم هایت هم؟ خیسِ بی شرمیِ سایه ها نشوی یک وقت.ه
ماه، پشت چشم هایم طلوع می کند و من خیال می کنم سایه ها می خواهند بی خیال شوند...ه
خیالِ بی خیالی
ماه، پشتِ چشم هایم طلوع می کند، و بعد از دهانه های نامرئیِ گشوده در تنم، می لغزد...
ه
غارهای گمشده ی من مهتابی می شوند
جیرینگ جیرینگ زنجیرها و باز هی نیزه های نقره ای مهتاب که می سُرند در دیواره های داغِ حفره ها...
ه
سایه ها؟ رسوای شعله اند. سرت را که برگردانی باد می شوند و می روند...ه
من؟ ترسم رسوای اشک ها شوم
بعد از این غار باور کن سایه ها تمام می شوند... و بعد آن بیرون، خون می زند توی صورتت
گلوی شب را بریده اند آخر، این تکه های شفافِ نقره ای
حالا دیگر عالمِ مثل افلاطون است
دیگر سایه نیست، شب نیست، خون هست اما...
ه
اماه ه ه اما تو یک وقت نترسی ها
قربانِ آن صورتت، قربان آن چشم هایت
خون آبروی خورشید است.
ه
فقط سایه ها را اگر رد کنی ه ه ه شرق را دیگر کسی فراموش نمی کند
می بینی؟
ه
رسوای اشک ها شدم.ه
این بیرون، تمام کوچه ها حالا بوی قونیه می دهند...ه



_




Mass in C minor K.427 - Kyrie
Wolfgang Amadeus Mozart 1756-1791, Austrian
Louis Langrée

________

Friday, January 1, 2010

Soroor Javan

______________



Silence-John Cage
______________________

سرور جوان


غياب

يافتنت در حادثه بود
به روايت التهاب و اميد
و گم شدنم ميان کلمات.
ه
صدايت که کردم
در مه لغزيدي
و غولي شدي در سکوت
ميان فضاي خالي بي خوابي هايم.
ه




دلتنگي

مي پيچد در دايره هاي نرمِ خيس
مي کوبد بر زمينِ حيراني
دايره مي شکند به خط هاي سرگشتگيِ بي انتها
خط هاي گريز...
ه
از زمين تا آسمان...ه
پاهاي برهنه ي وحشي، خونينِ خط هاي تيز...ه



خيال تو مرا

به سبکيِ دانه هاي برف
خيالت از ذهنم گذشت.ه
برف، همه جا را پوشاند...
ه
از پشت شيشه ديدم که مي روي.ه
برف از مژه هايم فرو ريخت...
ه




_________

Tuesday, December 1, 2009

Soroor Javan

______________


Omar Galliani
_________________

سرور جوان




پرده هایِ گریزانِ رویا



پرده بالا می رود... حالا بازی
سرد است و شبنم می زنند کلمات در دهان
اسمت را می گذارم میان لبهایم
اسمت سرخ، اسمت نرم
اسمت لب می شود روی لبهایم
اوم، اوم
حالا در دهانم
به نرمی لبهایت؟ نه؟ نه!!
ه
به نرمیِ "ه"؟ هوم، هوم
زیر دندانهایم خرد می کنم تکه تکه اسمت را بعد فوت
رها می شوی در باد در حبابهای بی رنگ
اسمت از دهانم بالا می رود
از روی گونه هایت اشکهایت دوباره می ریزند در چشم هایت
سرد است هوا
و اشک یخ می زند نرسیده به زیر مژه های سیاهِ حالا سایبان شده جلوی خورشید.
ه
هرزگی می کنند کلماتِ شبنمی در دهان
اصلا تکه پاره می کنند لباس هایشان را
لخت مادرزاد می شوند و نور...
ه
نور قرمز را اصلا حالا بی خیال
چیزی که نیاید، دیگر نمی آید... کلمه های هرزه ی مانده در دهان و پرده ی فرو افتاده.
ه
...

پرده بالامی رود
تو، باز برمی گردی... دستم باز گمشده ی تن مه آلودت
دستم اگر خیس برهنگی تو؟ نمی شود دیگر... در خیال من آبی هستی.
ه
بازی اینجوری است!ه
خوب با این اشکها حالا توی چشمهایم چی؟ یعنی؟ یعنی؟ ها؟
ه
مگر نمی بینی آخر مژه ها حالا سایبان شده زیادی بلند
شبنم می زنند و نگاه، گیر می کند پشت شبنم ها
دیده نمی شوی...
ه
هی قلپ قلپ سر می کشم تو را... باز بی فایده است
وقتی از در و دیوار
مدام تلخی می ریزم توی فنجانِ تو، من چه کنم؟
ه
قرارِ بازی را چه کنم؟ و این دل گریزان را؟ه
برهنه بشوم تو می مانی زیر سایبانهای شبنم زده
میان سفیدی ملحفه ها گم شوم، دستم خیس برهنگی ات؟ قرارِ بازی پس چی؟
ه
...

حالا برهنه شده ام گم در سفیدی ملحفه ها، غرق برهنگی تو
از پشت پلکهای بسته ات می بینمت.
ه
گریز می زنم از قهوه ای چشمهایت تا قهوه ای چشمان دیگرت.ه
"قرارِ بازی پس چی" را از هوا هل می دهم در دهانم...
ه
لبهایم را محکم جمع می کنم... نیاید بیرون...ه
تو، بوسه در خیالت...ه
قرارِ بازی در دهانِ تو حالا...ه
ه"قرارِ بازی" را گذر متناوب می دهیم از پل بوسه ها
هوم، هوم، هوم
ما، کمی بالاتر از زمین... پرده، مرددِ افتادن... کلمه ها، شرمسار...ه




نوامبر ٢٠٠٩، مونترال



_____________

Sunday, November 1, 2009

Soroor Javan

____________



سرور جوان
________________

در مِهی دور


مسیح رویا ببیند دوباره
دست هایش چقدر درد و خون
چقدر روی لبهایش حالا سکوت
مسیح رویا ببیند باز
و باز صلیب و باز خار تاج و خون و پاهای سوراخ...
مشتی کلمه سیال در هوا
التماس شاید قاطی اش.
موسی باز فریاد بزند حیرانیش را
طور، کر و کور بشود
گوساله بسازد باز سامری
و بنده باز بشود گوساله، زانو به زانو... روی خمیدگی تاریخ...
ه
مشتی کلمه سیال در هوا
عصیان شاید قاطی اش.
ه
شق القمر را باز و باز و باز...ه
و باز خدا دور بزند پرده های سفیدش را و باز کلیدش را بسپارد دست کسی دیگر
شنهای سرخ و... شمشیرهای خونین...
ه
کلمه های سیال در هوا را بی خیال.ه
توی قفس، باز ققنوس بفروشند توی خیابان های ناتمام مصر
برای دهانهای باز و دست های خالی...
ه
همه همه همه همهمه
شعله باز بکشد و باز خاکسترِ رستاخیز بپاشد روی اضطراب...
ه
به خاطر انسان پشت میله ها
روی خاکستر، باز آواز و شعله... رقص.
ه
تنها ققنوس، اشک های خدا را پاک می کند.ه

______________

Thursday, October 1, 2009

Soroor Javan

_______________



سرور جوان

____________________



...


از خاکت
همین طور شخم بزنند و بروند... دودِ آتشِ خار
همین طور گام بزنند و تنت له بشود... عریانیت بی پناه
از آسمانت
همین طور اره بریزند پایین
همین طور گلدسته ها بمانند خال روی آبی زلال
از آب هایت
همین طور خزه بزند بیرون
ماهی مرده ها بریزند روی سجاده اشک های نیلوفرهای آبی
کبودی چشمانم
و لب های تو
کبودی چشمانم
و این کرم های لعنتی روی زخمها
کجا مانده ای که حالا یافتنت خون می شود بها؟
ه
کابوس شب های کجای تاریخ هستی؟ه
که چنین تکه تکه می شوی
هر بار در همخوابگی با هیولاهای مست
کجا خوابیده ای
که بسترت می کنند
سجده های شکرِ تباهیِ بکارت ها را؟
ه
حالا هی بیا بگو هستم
و باز بزن توی گوشم
حالا هی بیا بگو هستم
و خواب نمی بینی
حالا هی بیا بگو این خال لعنتی را نمی شود برداشت عمیق می ماند جایش
من که کبودی چشم هایم از جای خال عمیقتر
و حالا
کرم ها و مور مور دست های باد کرده
دلت را بفروشی
در تاریخ حراج می خورد
دلت را بفروشی
می مانی پشت پلک های انقلاب
دلت را بگذار توی این چشم های کبود و همین دست های باد کرده
و باز بزن توی گوشم با انگشت های کهنسالت
دلت را وعده داده ایم
به بوسه آزادی.ه





___________

Tuesday, September 1, 2009

Soroor Javan

_____________



Morris Graves (Aug. 28, 1910 - 2001) Folded Wings—Memory—& the Moon Weeping, ca. 1942-1943 - ink wash and gouache on paper
________________________


سرور جوان

برای پدرم، حسین جوان ه ه ه ه ه ه ه ه ه

روایت



رها کرد
آرزوهای سی ساله
ه ه ه ه ه ه و رویاهای رنگارنگ را
رها کرد
گردنه های نفس گیر
ه ه ه ه ه ه ه و درد لعنتی پاها را.ه
ه ه رفت پشت پرده و معما شد
به خوابی سنگین
ه ه ه ه ه ه ه و خواب من
از شرم فرار کرد
ه ه ه ه ه ه ه ه و رنگ رویاهای من
از هیبت آنهمه رنگِ رها شده¬یِ بی رویا
دود شدند و رفتند.
ه
ه ه ه ه ه ه باد رنگارنگ و رویاهای بی رنگ...ه
سکوتِ آبی
ه ه ه ه زیر خاک،ه
فریادِ سرخ
ه ه ه ه روی خاک،ه
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه فاصله میان دست های ما
تنها یک رویا...
ه
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه خاک و رویای سبز...ه
ای رویای بزرگ باز یافته
ه ه در بیداری، خوابم
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه به سبز دیدنت
ه ه ه ه ه و در خواب، بیدارم
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه به سبز خواندنت برای او...ه


سپتامبر 2009



_________

Hossein Javan

__________


André Kertész
______________

حسین جوان



زیستن ، به شادمانی یک گل



می زییم، بر خاک بی بنیاد
به شادمانی یک گل
به بی هراسی یک اختر.
ه
می زییم، بر خاک تهمت و دشنام
به بی قراری یک رود پر شتاب
به لطف یک لبخند
به قلب پر محبت یک دوست
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه در ایثار.
ه
می زییم، بر خاک تسمه و خنجر
به شور یک گنجشک،
ه
به لطف جوشش یک چشمه،ه
به گاه بر قراری یک پیوند.ه
به لذت یک دست در بخشش.ه
می زییم، در جهان،ه
به جهد رها شدن یک پرنده
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ز تخم.ه
به پایداری یک برگ در مسیر باد خزان
به کوشش بی خستگی آهویی
ه_ در رهگذار پلنگان _ه
به طنین یک فریاد
در دقیقه آخر.
به رنج یک انسان
در حمایت از صبح
به فقر یک انسان
ه ه ه ه ه ه ه ه ه در دفاع از انسان.ه


1363

____________



_________

Saturday, August 1, 2009

Soroor Javan

__________



سرور جوان
_______________

کابوس




کابوس، شره شره های قرمزیست
که روی تنی سبز می لغزند
کابوس، خوابیست
که با ضربه ای به مرگ می پیوندد
کابوس، شبی ست
که ستاره هایش را می بلعد
کابوس، تکرار حیرانی من است
در اندوهی گنگ
کابوس هر لحظه مرا می بلعد
و دیگر باره به امیدی پر اشک مرا می زاید...ه


_______________

Wednesday, July 1, 2009

Soroor Javan

_________


El descendimient:de Roger vander Weyden
______________________

سرور جوان



از چشمانت تا چشمانم


با رقص سحر انگیزت
به ندایی از دور دست
در خیابان های بی انتها
امید را می کاری.ه
کابوسی هستی قرمز
رویایی مهتابی
با رودهایی جاری
از سینه تا لب هایت
از لب هایت تا چشمانت
از چشمانت تا چشمانم.
ای بغض مانده در گلویم
رودهایت را در من جاری کن
من شرمنده ی تمام این رودهای کوچکم.ه

_____________

Soroor Javan

________

sangre en las minas_ josep sou
sangre en las minas_ josep sou
__________
سرور جوان


کوچولوی من



آی کوچولو! کوچولوی من...
ه
روی کدام پله خوابت برده؟ه
این پله های سر و ته، سر و ته... بی سر و ته...
ه
این پله ها توی مه فرو رفته...
ه
کوچولو! کوچولوی من ...
ه
اگر بدانی، باد بهاری بدجوری دیوانه
اگر بدانی، هوس های در سرش دیوانه
اگر بدانی، وسوسه به سپردن دلت اگر بدانی...ه


آپریل 2009

_________

Monday, June 1, 2009

Soroor Javan

_________


Martin Puryear - Ladder for Booker T. Washington,
1996. Wood ash and maple
___


سرور جوان


تعلیق



تو را دیگر تمام کرده ام.ه
تمامت را از حفظ شده ام.ه
دیگر می روم پشت نورهایی که می زنند بیرون
از میان سینه شب
دیگر می روم پشت انحنای نورها
و پشت سوسو زدن های بی دلیل خیره کننده
نورها و نورها در مرز وهم و بیداری
رهایت می کنم
پرتابت می کنم روی صخره های غول پیکر معلق
رها که می شوی می خوری به صخره های هوشیاری پشت هم
صخره ها متلاشی ...
ه
تکه تکه های صخره در صورتم، در تمام تنم
خون می پاشد روی تمام شب
شبِ پر خون، شبِ خالی.
ه
اشک ها روی خون لغزان
شبِ شفاف، شبِ ترسناک مهربان، شبِ آرام.
ه
دلم، سکوت
منِ زخمی، منِ آرام...
ه
باد و تو که معلق هر تکه ات مانده روی انگشتی از شب .ه



آپریل 2009

____


Friday, May 1, 2009

Soroor Javan

_____________

Garduño Flor

Garduño Flor
____________

سرور جوان



سکوت



نرم، نرم
یک چشم باز، یک چشم بسته.
دایره هایی دور محوری عمودی
لرزان. ه
چرخش، چرخش
دایره های پنج تایی
حلقه هایی بسته
که تو را در میان گرفته بودند... ه
سکوت
پنهان، پنهان...ه




مارچ 2009
__________



Wednesday, April 1, 2009

Soroor Javan

_______________




سرور جوان

_____________

زنانه




می بینی چه وسیع است این غروب!ه
می بینی چه وسیع است این زمستان
ه ه ه ه ه ه ه ه ه که می رود
و دنباله های بی انتهایش
ه ه ه ه ه ه ه ه ه روی زمین، خش خش!ه
...
ساعت ۶ بامداد.ه
ه ه ه ه ه ه بستر سفید است
...
زنی در من خواهش می کند
ه ه ه ه ه ه ه ه ه هوس داغ
زنی در من می گرید
ه ه ه ه ه ه ه ه ه اشک گرم
زنی در من فریاد می زند
ه ه ه ه ه ه ه ه ه صدای بی پروا
زنی برهنه ایستاده میان آفتاب
ه ه ه ه ه ه ه ه ه روی شن های سرخ
نه اثیری که انسان
.....
ساعت ۶ بامداد
ه ه ه ه ه ه ه ه ه و من
هی ... هی ... هی
...
زنی صورتش آبی
زنی سینه هایش سفید
زنی لب هایش سرخ
همه در من
و من پر از اینهمه
ه ه ه ه ه ه ه و من
هی... هی... هی
....
دستت را بده.
ه ه ه ه ه ه ه ه ه صبر کن!ه
آرام... آرام... آرام
پشت این دایره هایِ درخشانِ معلق میان زمین و آسمان
زنی قلبش می زند تند تند
ه ه ه ه ه ه ه ه ه سرت روی سینه ام که باشد
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه شاید تو را ببوسد.ه


_____________