Monday, February 1, 1993

Mark Strand

____________




مارک اِسترند
__________________

فارسی : یاشار احد صارمی


جوابات* ه


چرا سفر کردی ؟ه
چون خانه سرد بود
چرا سفر کردی؟
ه
چون این کار را من همیشه از کله ی سحر تا دم غروب انجام می دهم
چه پوشیدی ؟
ه
کت و شلوار آبی ، پیراهن سفید ، کراواتِ زرد و جوراب های زرد
چه پوشیدی؟
ه
هیچ! یک شالی از درد گرم نگاهم داشت
با که خوابیدی؟
ه
هر شب با زنی
با که خوابیدی ؟
ه
تنها خوابیدم. من همیشه تنها می خوابم
چرا به من دروغ گفتی
فکر کردم راستش را می گویم
چرا به من دروغ گفتی؟
ه
چون حقیقت مثل بقیه ی چیزها دروغ نمی گوید و من عاشقِ حقیقتم
چرا می روی
چون هیچ چیز دیگر برایم معنا ندارد
چرا می روی
نمی دانم. هیچ وقت نمی دانستم
چقدر چشم انتظارت بمانم
منتظرم نمان. خسته ام و می خواهم دراز بکشم
خسته ای و می خواهی دراز بکشی
آره. خسته ام و می خواهم دراز بکشم



ه * "جوابات " می تواند " جواب ها یا پاسخ ها هم باشد

Answers

Mark Strand
ّFarsi: Yashar A Saremi


Why did you travel?
Because the house was cold.
Why did you travel?
Because it is what I have always done between sunset and sunrise.
What did you wear?
I wore a blue suit, a white shirt, yellow tie, and yellow socks.
What did you wear?
I wore nothing. A scarf of pain kept me warm.
Who did you sleep with?
I slept with a different woman each night.
Who did you sleep with?
I slept alone. I have always slept alone.
Why did you lie to me?
I always thought I told the truth.
Why did you lie to me?
Because the truth lies like nothing else and I love the truth.
Why are you going?
Because nothing means much to me anymore.
Why are you going?
I don't know. I have never known.
How long shall I wait for you?
Do not wait for me. I am tired and I want to lie down.
Are you tired and do you want to lie down?
Yes, I am tired and I want to lie down.


_____




La Valse d’Amelie (piano version), Yann Tiersen

___

No comments:

There was an error in this gadget