Monday, November 1, 1999

Azita Ghahreman

_______________


Azul-Amarillo, Gunther Grezso, 1969
____________________

آزیتا قهرمان


خنیاگر


سرگردان
در خواب های من
روی گدازه های تمنا راه می روی
با ارغنون ابریت
تا از سنگلاخ روزها گذر کنی
رویاهایم را می پوشی
و پاره ای نور می شوی
شفاف
چنانکه پرندگان در تنت
لانه می سازند
و اسبی آب می نوشد
از گودی گلوگاهت
تو زبانه می کشی
و پوست می اندازد
مار چمیده در جانم
به تو دست می سایم
و نام تازه می گیرد
زنی که ترک می کند
جلد قدیمی اش را
شب را دوباره می ریسد
و ماه مرده را شیر می دهد

کنار من ایستاده است...
ه
خنیاگری با ارغنون باران
با شعله زار صدایش...ه

بهمن 72


________________



Tchaikovsky’s Swan Lake


______________________________

No comments:

There was an error in this gadget