Sunday, June 1, 2008

Azar Kiani

_____________




آذر کیانی
___________

زن بن لادن




زمین: مجرم
جرم: بن لادن
و دستبند زدند اما
به همین دست های من
که می زند حلقه به دور گردن او
بن لادن!م
جهان از بلندگو بالا رفته است
و هر کس هرکجا رفت،م
همان جا ایستاد
تیتر کج روزنامه ها
چشم ها را دور می زند.م
در این همه نیستی،م
تو را کجا جا بزنم؟م
گسل عمیق قلبم!م
چند ریشتر می لرزانیم؟م
پشت روبنده،بی تاب دلم می خواهد
که تفنگ کنار برود
ترانه ی آبی برقصد
برود از این آسمان، به آسمان... م
پشت روبنده اما
تو مشبک
عشق مشبک
افغانستان
بر مانیتور
چشم ها را مشبک کرده است
با این صدای بوق ممتد،م
در کدام خیال کر
کور ایستاده ای
بن لادن عاشق تفنگ،م
عاشق من نیست شاید
که دستی سرد هدیه داده است.م

Thank you



_______________

1 comment:

سایه said...

به جه جیزی اشاره کردید. بن لادن .این شعر اگر ترجمه میشد چقدر عالی بود.