Wednesday, October 1, 2008

Shahla Bahardoost

____________



Baron Adolf Gayne de Meyer, Mannequin, Elizabeth Arden Advertisement, 1926
______________

شهلا بهاردوست




تقصیر کسی نیست



تقصیر کسی نیست
که من این همه خواب می بینم
این همه خط روی برگ ها می نویسم
این همه پیراهن در کمد آویزان می کنم
تقصیر کسی نیست
که من این همه ولخرجم
این همه گل می خرم
این همه کفش روی هم انبار می کنم
تقصیر کسی نیست
که من این همه بی تابم
این همه گربه ها را دوست دارم
این همه از لاکپشت بیزارم
تقصیر کسی نیست
که من این همه آدم می شناسم
این همه عاشق و شیدا دارم
این همه از آنها می ترسم
تقصیر کسی نیست
که من این همه به باورها شک دارم
این همه تنها می نشینم
این همه چشم به آسمان می دوزم
تقصیر کسی نیست
که من این همه در دهانم نقل و نبات می ریزم
این همه خانه را رنگ می کنم
این همه انتظار می کشم
تقصیر کسی نیست
که من این همه چنگ، واژه مشت می کنم
این همه روی ِ این خیابان دراز سرگردانم
این همه روی ِ زمین می خوابم، آفتاب نمی آید
تقصیر کسی نیست
می گویند:ه
من حامله ام، ویار دارم!
ه
زیاد بی قرارم!ه
بوی خیس تن او که نمی آید
به عادت ها می چسبم
گلویم خشک می شود
دلم هندوانه می خواهد
تقصیر کسی نیست
تقصیر من هم نیست
من حامله ام، ویار دارم!ه


هامبورگ، 11 آپریل2007

____________

5 comments:

مرد کور said...

چه خوب. چه ساده. البته می‌توانست موجزتر باشد. ولی همین موجز نبودنش عین ویارداری بود

و بارداری
!

منصوره اشرافی said...

آن قدر زبان این شعر ساده و بی ریا و بدون تکلف بود و زیبا که من چندین بار خواندمش .

علیرضا طبیب زاده said...

آقا و یا خانم عزیزی که اسم مستعار "مرد کور" را برای بیان احساساتتان برگزیدید! و دوستان گرامی که به اسم " ناشناس" و یا در اینجا و یا هر جا کامنت می گذارید، با شما هستم! دلیل بودن شما در اینجا چند حالت دارد...
این که علاقمند به شعر هستید و اوقات خود را اینجا می گذرانید اما شهامت ندارید / یا برای ادای احترام به یکی از شاعران اینجا آمدید و باز هم شهامت ندارید / یا برای بی حیثیت کردن این بیچاره ها آمدید! که باز هم شهامت ندارید / یا خرده حساب شخصی با کسی دارید، ! که باز هم شهامت ندارید / یا توی رو در بایستی گیر کردید و پلو طرف را خوردید ولی از پشت میخواهید بزنید، ! که باز هم شهامت ندارید / یا از سر تفنن، راه گم کرده اید....که باز هم...شهامت ندارید / و یا اینکه فقط خواستید لوس باشید و لودگی کنید...که باز هم...
-----
هر دلیلی که داشته باشید برای خودتان محترم است. اما فکر نمی کنید زمان آن فرارسیده که هر شخصی مسئولیت کار ها و اعمال و سخنان و نوشته های خویش را می بایست بدوش کشد و صادقانه نظراتش را اینجا بنویسد با نام محترم خودش؟ تا چه زمان می بایست تنها گوش و دهانمان در مدرنیت سیر کند اما تا کمر در سنت ها و بدعت های پوسیده غوطه ور باشیم؟ در کجای چه فرهنگی آدمها اینگونه از زیر بار مسئولیت آنچه به زبان می آورند و یا مکتوب می کنند در می روند ؟
چه زمانی یاد خواهیم گرفت که به تفکرات خودمان لااقل پایبند باشیم . اگر تصور می کنیم که درست است دیگر دغدغه ی پنهان شدن چیست؟ ...پس ترس ماسک برداری از چیست؟
این معضل دنیای مجازیست که آدمها ، آن من ِ واقعی شان را ، بر طبق مناسبات اخلاقی و قانونی و انسانی نمی بینند و در نقش کسی دیگر، می خواهند حرفشان/ کارشان را ترویج دهند. اما به چه قیمت ..؟ این عده متأسفانه هم خدا را می خواهند و هم خرما را...یعنی هم می خواهند خوشنام بمانند و از کسی مواخذه نشوند و هم اینکه دشنام بدهند هتاکی کنند توطئه کنند مسخره کنند و حیثیت انسانها را زیر سوال ببرند...آیا به این سبب نیست که این ها خودشان هیچ کاری در خور توجه ندارند و بودن دیگران و تلاششان برای این عده قابل تحمل نیست و به همین دلیل دیگران را به سخره می گیرند و پاپوش می سازند؟
فکر می کنید از چیست که بیشتر وبلاگ نویسها و سایت های معتبر، کامنتدانی خودشان را بسته اند و یا بعد از چک کردن آنلاین می کنند؟ بله! زیرا آن ها برخلاف شما، در مقابل نویسندگان مسئولیت پذیر هستند و برای اینکه حیثیت کسی به دست مشتی ابله خدشه دار نشود ...خود سانسوری می کنند...حالا دلتان خنک شد..آقا و یا خانم ...هر که هستی! پس مقصر سانسور و اعمال فشارها به نوعی برمی گردد به مریض های جامعه...
عزیزان توصیه ی من به شما:
اگر به صورت ناشناس و یا اسم مستعار اینجا و یا هرکجا تشریف ببرید و کامنت بگذارید، هیچکس شما را جدی نمی گیرد. چون آدم ها ابله نیستند که به کسی گوش کنند که جرأت معرفی خودش را ندارد...شما خودتان بودید باور می کردید؟؟ نه؟ باور می کردید؟ پس شما آب در هاون کوفتید و وقت عزیز خود را تلف کردید. ////// باید یاد گرفت چگونه می شود بالا رفت...نه اینکه یاد داد چگونه می شود پایین رفت!!! والسلام
- - - لطفن فحش های خود را به آدرس زیر برایم ایمیل کنید. قبلا سپاسگزارم.
- alirezatabibzadeh@yahoo.dk

پرویز -احمد یاراحمدی said...

سلام
بله دوستان گفتن ساده وروان
ولی تصور میکنم پاره هایی از این شعر بودن یا نبودنش آسیبی به شعر نمیزند کما این که شعر را از کسالت در می آورد
با سپاس
مانا باشید
بدرود

صحبت said...

شعری ست ساده و بی تکلف که در پایان مخاطب را غافلگیر می کند. حذف پاره هائی از این سرود ه ظلم به مادر ویار دار شعر می شود... بدیهی ست ویار امری خارج از اراده ...
سلام

There was an error in this gadget