Monday, December 1, 2008

Azar Kiani

___________

Nam June Paik Studios
_______________________

آذر کیانی


از:ه
به:ه





حالا از خوابي كه بيداريم
از نمي گيردمان متكايي كه...ه
كه زير سرم از خالي پُر
ه- هبوط پَر در خلاء-ه

نمي افتد
نمي افتد سرم
نمي افتد در خوابي كه...ه
بيداريم؟ه
از موسي به نيروانا
از بودا به خضر
تو به گوش باش اما
به:ه
از:ه
سرم خالي ست از مثنوي خوابي كه...ه
از كي آمدي ِ تو
از تفال ات با مانيفست هومر
و از سنگت كه شيشه ي اتاقم

كي آمدي؟ه
خواب به دري باز شد
و از در درآمديم من و تو
من و تو پروانه چسبيد به نگاهمان
دمپايي ابري به...ه
و از شكم اسب چوبي...ه

ترواي مان كجاست؟ه

انداختي ام به سكوتي كه درش باز شد از پشت گريه
نبض ام مي زد با قاروره ي مولانا
مولا ناي ام از ناي ام بشنو از ني داد سر
سرداد مثنوي خوابي كه...
بيداريم؟ه
ه



_________________

2 comments:

نانام said...

چه هذیان زیبایی! این یک هذیان تاریخی‌ست. هذیان تاریخ است. گفتن است که چرا این هذیان، تاریخ است

محمد خورشیدی said...

درود
جز این که زیبا بودند عزیز