Thursday, January 1, 2009

Wallace Stevens

_____________



Wallace Stevens
____

والاس استیونس

فارسی: عباس صفاری

شمع مقدس

سبز است شب
درخشان و آراسته
هم اوست که میان منجمان می گردد
و از فراز خرگوش ها و گربه ها می گذرد
چونان پیکره ای با شکوه در آسمان.ه

از میان خوابزدگان می گذرد
آنها که آرمیده می خوانند:ه
سبز است شب.ه

سبز است شب
و بافته از جنون
جنونی همانند جنون منجمان
و آنکس که می بیند
ورای چشم انداز منجمان
خرگوش زبرجدین
و گربه ی زمردین را.ه

چشم بر فراز آنها دارد
و پیکره ی باشکوه را می بیند
آن سایه ی اصیل را.ه
تحرک و هستی را
خیال را در سرچشمه اش
مطلق را
و آن ملکه ی باستانی را.ه
سبز است شب




The Candle a Saint



Green is the night, green kindled and apparelled.
It is she that walks among astronomers.

She strides above the rabbit and the cat,
Like a noble figure, out of the sky,

Moving among the sleepers, the men,
Those that lie chanting green is the night.

Green is the night and out of madness woven,
The self-same madness of the astronomers

And of him that sees, beyond the astronomers,
The topaz rabbit and the emerald cat,

That sees above them, that sees rise up above them,
The noble figure, the essential shadow,

Moving and being, the image at its source,
The abstract, the archaic queen. Green is the night.I


______

1 comment:

كتايون افتخاري said...

سبز است شب و بافته از جنون..چه خلوت بزرگي در اين شعر,هم شب هم سبز هم جنون.بسيار زيباست..شايدهم چون عباس صفاري اينجاست براي همين بهتر