Sunday, February 1, 2009

Majid Naficy

_____________



Matrakci /Plan of Baghdad
_____________

مجید نفیسی


ستارگان



یک شب به زادگاهم بازخواهم گشت
برای چیدن ستاره ها
از روی بام خانه ام.
ه
پدر می گوید: " نگاه کن، آنجا
هفت برادران را نمی بینی؟ "
ه
من دست هایم را دراز می کنم
و به شمشیرهای برهنه شان دست می کشم.
ه
آنگاه جنگ شبانه آغاز می شود
ما اژدهای مکار را می رانیم
و در گوشه های تاریک آسمان
گل میخ های ستاره می کاریم.
ه
در بامداد مادر می گوید:" نگاه کن
آنجا، دو خواهران را نمی بینی؟"
ه
من دست هایم را دراز می کنم
و به کوزه های آبشان دست می کشم.
ه
آنها پیام آور ابرهای باران خیزند
و با برآمدن آفتاب ناپدید می شوند.
ه
برادرانم! خواهرانم!
ه
یک شب به زادگاهم بازخواهم گشت
تا در زیر آسمان کودکی ام
ستارگان خود را بازیابم.
ه




ه14 ژوئن 2005


____________

2 comments:

آذر كياني said...

سلام. ساده و صمصي . ممنون

آذر كياني said...

سلام. ساده و صمصي . ممنون