Sunday, March 1, 2009

Mahmoud Darwish

_____________




محمود درويش
_____________

فارسی : آزیتا قهرمان




زمان ویران



زیرا هیچ کس در وقت موعود نمی آید

زیرا انتظار مانند نشستن در تابه ای داغ است
عقربه ها ی ساعت مچی را بیست دقیقه به عقب برگرداند
تا عذاب انتظار را تسکین دهد
همه چیز فراموش شد
اما وقتی زمان را ویران کرد
هرگز سر وقت به چیزی نرسید
با کیف سیاهش در ایستگاه می نشیند
منتظر قطاری که هرگز نمی آید
بی انکه فکر کند که قطار به موقع رفته است
بر طبق اعلان قبلی
و این خود اوست که دیر آمده
نومیدانه به خانه بازمی گردد
کیف سیاهش را باز می کند

همه ی چیز ها را در کشوسرجایش می گذارد
مثل وقتی از سفر باز گشته ای
با تشخص از خودش می پرسد
چرا مردم به زمان احترام نمی گذارند ؟ه

تا وقتی مرگ در می زند
می خواهد بیاید و ملامتش کند
چرا بیست دقیقه دیر آمدی ؟ه

او خودش را در حمام پنهان کرده
و در را باز نمی کند برای کسی
انگاراو در آنجا مرده است .ه

_____________

No comments:

There was an error in this gadget