Sunday, August 1, 2010

Pirayeh Yaghmaii

___________________


Ben Cauchi - Dead Arm -2006
___________________

پيرايه يغمايی


مرگ . . . ه


همواره،ه
پيرمردی گرانگوش و بلعنده،
ه
با قامتش خمیده و بلند
در کوچه ها پرسه می زند .
ه
ه(مادر بزرگم نیز او را دیده بود.)ه
شامگاهان،
ه
سایه ای است وهم انگیز
و در غربت هر سایه ای د یگر
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه سر گردان
روز گم در هیاهو .
و شب،
ه
دارکوب ستیزه گر گام هایش،
ه
سکوت را
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه می کند .ه

من نگاه گربه وار او را بارها

به روی خویش خیره د یده ام
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه بارها. . .ه
و نفس هایش را
به پشتگاه گردن فرو رفته ام،
ه
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه يافته ام
می توانم گفت
ه(هنگامی که او را نمی بینم حتا )ه

دهانش،
ه
غار بی انتهایی است
که واژه ای،
ه
جز خداحافظی نمی شناسد.ه

___



Amr Diab

Tamally Maak


___

1 comment:

مهتاب کرانشه said...

این شعر از نظر زبان منو یاد کارهای ترجمه می ندازه.کارهایی قدیمی

There was an error in this gadget