Monday, November 1, 2010

Soroor Javan

_____________


Charles Grogg - Subterraneous
__________________

سرور جوان


زیر هیچ جا که سایه

ه- بیا بازی کنیم.ه
ه- بازی؟ه
ه- آره. تو چشم بذار، من می رم قایم می شم.ه
ه- تو چرا چشم نمی ذاری من برم قایم بشم؟ه
ه- آخه تو نمی تونی قایم بشی. اینجا یک بیابون خالیه. می بینی؟ صافِ صاف.ه
ه- آره...ه
و چشم گذاشتم و رفت قایم بشود. شد... نمی دانستم توی آسمان را باید بگردم یا زیر این شن ها... نمی دانم. نزدیک اش که می رسم خنده می کند. صدا می کند. گاهی یک تکه اش را می بینم. مثلا امشب توی دودها موهایش را دیدم. خیلی بلند و سیاه و تابدار.ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
دوست دارم یک نفر را بکشم قبل از مردنم
دوست دارم یک نفر را دوست داشته باشم قبل مردنم
گاهی بی رنگ می شوم. مثل این دود... کسی می داند کجاست؟ صدای من نیست. صدای من نیست اینها... موهایم بوی دود می دهد. خیال می کنم باید یک کاری بکنم و می دانم این کلمه ها کسی را نجات نمی دهند. نجاتی در کار نیست. باید یکی را بکشم قبل از مردنم .ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه- یک مردی هست که...ه
ه- خوب؟ خوب؟ه
ه-نه... خوب... نه
از جایی که من می آیم آره خوب
از جایی که تو می آیی آره خوب
از جایی که این کلمه ها نه
از جایی که رفت قایم شد...
ه
ه- ولی یک مردی هست که...ه
ه- هیس..ه
قایم شده ولی تکه هایش را می بینم. تکه هایش را. گاهی چشم هایش را جای چشم های تو جا می زند. خیلی قشنگ . یک جایی نشسته که اشباح را خوب ببیند. گل می کارد گاهی. گاهی دست. گاهی پا... بعد همه را درو می کند و کلی دست و پا می آورد می ریزد توی تختم. ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ه- چکارشان کنم؟ه
ه- خون...ه
ه- خون؟ه
ه- خون می خواهد. خون می خواهد و تو هرچه سی دو حرف فارسی را بچسبانی راضی نمی شود.ه
ه- باشد. راضی نمی شود. نشود.ه
از امکان من واقعی تر است
از واقعیت من ناممکن تر
سوزن هایش را گرفته ام. دست هایم را گرفته. توی دست هایم فرو می کنم. توی سوزن هایش فرو می کند. خیالباف... چشم هاش... خیلی اشک دارند گاهی. خیلی زوزه. خیلی ماه. خیلی ستاره. خیلی هیچی. خیلی قشنگ .ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ستاره ای بدرخشید و هی بدرخشید و هی بدرخشید و ماه افتاد پایین...ه
تو چشم هات قشنگند و من باید قبلِ مردنم او را بکشم.ه


____________



/ 第2変奏: Tempo Del Tema 1:13

Mstislav Rostropovitsch / Herbert Von Karajan


___

No comments:

There was an error in this gadget