Friday, April 1, 2011

Hossein Mirshokrai

__________________


حسین میرشکرایی
_______________________

و عشق از یک زاویه
فحش ناجوری است
که به خودتان می دهید!
ه

او می گفت
حالا که نه خودمان حالش را داریم
عاشق باشیم
نه قلب هایمان حوصله ی تپش های اضافه ...
ه
ه- قبول
و بوسیدم
و انگار عابران ِ عبوس ِ پیاده
بوسه را چپ چپ تفسیر کردند

باران می بارید
سکانس ِ خیس ِ خداحافظی
خشک و خالی بود
چشم هایش حال نداشتند
چشم هایم را نگاه کنند
دست هایش وقت نداشتند ...
ه
دست هایم توی جیبم یخ زد

گیر ندهید!
ه
اتفاقی که نیافتاده!ه
هر دو راضی بودیم
او مرا دوست ندارد
من هم او را دوست ...ه
دارم می روم بخوابم
محض اطلاع خواننده
او هم رفت
با تنهایی اش جشن بگیرد


_______________

No comments:

There was an error in this gadget