Sunday, January 1, 2012

Ali Reza Zi Hagh

_________________

Elliott Erwitt - Iran 1967
_________________
عليرضا ذيحق
هزار و يك قصه
آيا معجونی از زخمی تو
يا ساحری عاشق؟ه
شايد هم افسانه ای مه آلود
باسری افراشته بر دار
كه گيسوان تار زندگی
آفتاب رخ تو را پوشانده اما،
ه
همچنان " بابك " را " نبي "* را
به آواز مي خوانی و " سارا "* را
پريدخت اختری
و پاره اخگری مي دانی
كه معصوميت جاري در خون اش را
به زلالی های آبي هديه كرد تا اقيانوس
از انتحار او تطهير شود.
ه
طلوع تو ومن روزی
به گلزاری از رهايی خواهد بود
با ساز ونغمه ی خنيا گران
كه هزار ويك قصه را
از كتاب های سوخته
به تاريخ
وفاتحان عاشق
ترنم خواهند كرد!
ه
تو كه در مه بودي
من اينها را در بيداری بود كه خواب ديده ام.
ه

______________
ه* "نبی " يا " قاچاق نبی " از عصيانگران مردمی آذربايجان بود كه سالها با حكومت تزاری روسيه در نبرد بود .ه
ه* سارا ، يكی از شخصيت های فولكلوريك داستان ها و ترانه های آذربايجان است كه به خاطر عشقی پاك ، مرگ در سيلی خروشان را بر زندگی ترجيح داد.ه





___________

No comments:

There was an error in this gadget