Sunday, April 1, 2012

Esmaiel Yourdshahian

____________________ 

Eduardo Chillida, Música callada (1955)
_______________
 اسماعیل یوردشاهیان اورمیا


شنیدن عطر شب بوها
رازی با من است
که تنها ماه می داند
و درختان کنهسال باغ
به خیابان که می روم
نگاه ها وپچ پچه هائیست  در اطرافم
برگهای درختان چیزی از من نمی دانند
جویبار به گذر من عادت دارد
تنها کلاغها مشکوک نگاه می کنند
وقار قار از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند
صدای قارقارشان  همیشه در گوشم است
نمی دانم چگونه از خبرچینیشان بگریزم
حتا هنگام شامگاه
دیروقت که بدیدارت می آیم
پای پنجره ات گلهای شب بو کاشته ام
اگر عطر آنها را شنیدی
عطر غم را بدان
وعطر عشق را
که در روزهای ترس
راز نهاده به سینه
پنهان ز دیده ها و کلاغها
با تو رازها گفته ام
باید به دل بسپاری
ای کاش ماه خیانت نکند
وقتی کنار پنجره
برای شنیدن عطر شب بوها می آیی
16 آذر 90



___________

No comments:

There was an error in this gadget