Wednesday, April 1, 2015

T. Eredenetsogt

______________ 

Carolyn Drake, Shaman Novice
___

دو شعر اردینتسوگت .شاعر مغولستان
فارسی : آزیتا قهرمان


بز وحشی از کوه می رود بالا
تا جایی که آسمان تمام می شود

آسمان ادامه دارد
تا جایی که بز وحشی ایستاده است

باد در به در و  خسته  می وزد
تا جایی که آسمان تمام  می  شود

ستاره های  بی نور خود را  شب پنهان کردند  
جایی آن سوی کهکشان  که آسمان تمام می شود

کوه ها میخ زمین هستند
 آسمان ستون و پایه ها
ابرها آن بالا  لگام  و افسارند
تا جایی که واقعیت دور و تمام می شود  

افسانه ها دلفریب و زیبا ترند
 از جایی که حقیقت تمام شود


2

می خواهم زندگی را همان طور که باید زندگی شود ؛ زندگی کرده باشم
حتا افعی ها زندگی خود را زندگی می کنند
فکرهای ناچیزی دارند ؛زاد و ولد می کنند ؛  تکثیر می شوند
خاک را می کلند و مارهای ریز را می بلعند
برگ های آویشن را می جوند

می خواهم زندگی را همان طوری که باید زندگی شود ؛ زندگی کرده باشم
سوخته از سرمای زمستان
خشکیده از داغی تابستان
 پریشان از باد وهوای پاییز
هرچه گاوها خوردند ؛ دوباره سبز شد .
 ما همان علف ها ی دوباره رویانیم

برای خاطر دیگران
 می خواهم زندگی را همان طور که باید زندگی شود زندگی کرده باشم

صدها سال پیش جزلحظه ای در من نپایید
می خواهم زندگی را همان طورزندگی کنم ؛ که باید زندگی کرده باشم
حتا اگرهزاران هزار سال پیش از اینها
حیران ِزیبا رویی بوده ام
اکنون آزادم و او معشوقه من است






___________________

No comments:

There was an error in this gadget