Wednesday, October 1, 2008

Gülten Akın

_____________

Gülten Akın

Farsi: Yashar Ahad Sarami

گولتن آکین/ ترکیه
______________

آن باغ با آن زن


شهری که به خودش رحم ندارد
با زنی که ستمگرِ خویش است
چطوری می تواند رفاقت کند
یکی وقتی که هوای آن یکی را می کند
آن یکی پا به فرار می گذارد
یا هم به سمت خود کُشی

کوچه ای که ستمگرِ خویش است
با زنی که به خودش رحم ندارد
چطوری می تواند دوستی کند
یکی پا در رکاب گردش روزانه
آن یکی شبی سیاه و

خانه ای که ظالمِ خویش است
با زنی که ستمگرِ خویش
چطوری می تواند رفاقت کند
یکی آب آب آب آب بده
آن یکی در بی اعتنایی خاک و خاکسترش

باغی که حتی به خود دریغ ندارد
با زنی که رحم به خود نمی کند
این طوری می توانند دوستی کنند
یکی از زیر یخ هایش
وقتی که غنچه ی زنبقی دیده می شود
آن دیگری وقتی که قه قه می خندد
با دستانش
صورتش
تنش.ه


______________

1 comment:

علیرضا طبیب زاده said...

ممنون که با این نام آشنایم کردی. شعری بود زیبا...وصف حال امروز ما نیز...بیشتر دوست دارم از این شاعر بخوانم...درودبه تو برای کنجکاوی هایت

There was an error in this gadget