Wednesday, October 1, 2008

Mazaher Shahamat




George Herbert
Easter Wings / The Temple(1633)


_______________



مظاهر شهامت


گونیا



از کدام گونیا افتاده ام به گونه هایت سقوط سخت سرگشته پرتگاهی عمیق تاریک نگاه که می کنم بوی نان تازه هم می آید از جایی نزدیک و دور و بوی سطری خوانا و ناخوان که شعر را به سوی رقص آهوانه ات جاری می کند پا برهنه اینجا تاکستان ازبلورهایش مزه گس می چشد قرمز و می دانم هیچ گونیایی مرا به راه راست نمی برد از تو از گس قبل از اینکه بیفتم و تقطیع نفس هایم خسته ام کرده باشد چیزی را در تو خواهم افشاند مثل درختانی که در بهار

_________

2 comments:

علیرضا طبیب زاده said...

شعری بود زیبا و تقریبن در ابعاد یک شعر موفق.

azar kiani said...

سلام مظاهر عزیز. شعر قشنگی ست .ممنون آذر کیانی .

There was an error in this gadget