Monday, December 1, 2008

Leila Farjami

___________




Night and Sleep, Evelyn de Morgan 1855-1919
________

لیلا فرجامی


شب هزار و دوّم


شهرزاد منم
که هشدار می دهد
شاهزاده عاشق نخواهد شد

غول ها از چراغهای جادو بیرون می گریزند
و دختران جوانِ گندمزار به جناقِ سینه هایشان
کلاغهای تجاوزِ هزار و یک شب را
درد می کشند.ه

شهرزاد منم
که می داند

تمامی انارهای رسیده ی این پاییز-باغ
به خونِ گردنِ بریده اش
شسته خواهند شد.
ه


__________________

4 comments:

آذر کیانی said...

صراحت بیان و بکار گیری واژه های دلهره آور در این شعر وظیفه تاریخی شهرزاد را دیگرگون کرده است. پس قصه های از این دست هم باز گو میکند؟لیلای قصه گو!

Yashar Ahad Saremi said...

حرف زدن در باره ی لیلا فرجامی . هوم ! من در این کار یاد این نقال ها می افتم یا آنها را دوباره می بینمشان. شاعر می اید خودش را نشان می دهد که این که می بینید منم. شهرزاد. شهرزاد در ذهن و زبان ما تاریخ و تصویر خاصی دارد. زنی ست که برای بقا و زندگی باید داستان بگوید و ... اینجا شهرزاد داستانگو نیست شاعر است که یک دفعه پلک که می زند و می گوید اوهوی این شاهزاده عاشق بِشو نیست! پس! دو چیز اتفاق خواهد افتاد. آنهایی که به امید نشسته اند که عشق واقعا شدنی ست خیلی خوش خیالند . دوم این که حالا که شاعر این را گفت خودش را هم قربانی می کند برای این گفتن. هیچ کدام از این دو گفته مهم نیست در این شعر. این دو اتفاق قاب عکسی مهم تر از این حرفهاست. تصویر دختران و کلاغ ها. حرارت ُ موسیقی و زمان عجیبی که در این کار نهفته است مرا تا آخر کار سر جایم نشاند و هنوز در ذهنم ادامه دارد آن غول ها ...حرف زدن در باره ی لیلا فرجامی از آن حرف هایی ست که حرف خیلی حرف می آورد. در یک فرصت و نشست دیگر شاید.ه

hamed rahmati said...

ليلا فرجامي به اعتقاد من از تاثير گذارترين شاعران ادبيات مهاجرت است كلام فرجامي داراي طنز گزنده اي ست و به حق در طي اين سالها ظهور او در عرصه ادبيات اتفاقي مبارك است بعد از وا كاواي كتاب آخر ايشان كه به صورت الكترونيكي در وازنا منتشر شد متوجه شدم ظرافت يك شاعر در ارائه كارنامه اي كه قابل قبول باشد آن هم دور از وطن چه بسا كار مشكلي خواهد بود ولي فرجامي به اين مهم دست يافته و شعر او دست خوش تحولات با طروات و معيني ست به طوريكه مي توان براي كار او شناسنامه اي قابل استناد قائل شد و همين مسئله امتياز بزرگي براي شاعر است ، از طرفي بايد خاطر نشان بكنم ادبيات مهاجرت در طي اين سالها روند بسيار خوبي را پشت سر گذاشته و قاعدتن تلاش عمده ي چنين مسئله اي بر دوش شاعراني خواهد بود كه ادبيات را جدي گرفته اند از هوشنگ ابتهاج تا نادر نادرپوراز يداله رويايي .. تا رضا براهني و امروز ادبيات مهاجر نام هايي را بر دوش مي كشد كه باعث مباهات ادبيات داخل ايران نيز هستند شاعراني چون ماني (ميرزاقا عسگري )..عباس صفاري و ليلا فرجامي

يكي از ويژگي ها و خصيصه هاي ادبيات مهاجر چگونگي رفتار شاعرانه مي باشد شعر نادر نادر پور را چرا دوست دارم شعر صفاري و فرجامي را چرا دوست دارم پر واضح است و آن بوميت و توجه به انديشه ايراني بوده و گذر از شائبه هايي كه زندگي در آن سوي آب نتوانسته اين حقيقت را از انديشه آنها بربايد صفاري در كبريت خيس شاعري كاملن مدرن است با اين حال جنس كلام او ايراني ست صفاري از كاكتوس هاي آريزونا كاركرد ايراني مي كشد... فرجامي چنان از پيكان قراضه سخن مي گويد كه گويي اين شاعر در ايران زندگي مي كند و تمركز به چنين تمهيداتي به مانائي و ماندگار شدن هر شاعري مي انجامد.

hamed rahmati said...

ليلا فرجامي به اعتقاد من از تاثير گذارترين شاعران ادبيات مهاجرت است كلام فرجامي داراي طنز گزنده اي ست و به حق در طي اين سالها ظهور او در عرصه ادبيات اتفاقي مبارك است بعد از وا كاواي كتاب آخر ايشان كه به صورت الكترونيكي در وازنا منتشر شد متوجه شدم ظرافت يك شاعر در ارائه كارنامه اي كه قابل قبول باشد آن هم دور از وطن چه بسا كار مشكلي خواهد بود ولي فرجامي به اين مهم دست يافته و شعر او دست خوش تحولات با طروات و معيني ست به طوريكه مي توان براي كار او شناسنامه اي قابل استناد قائل شد و همين مسئله امتياز بزرگي براي شاعر است ، از طرفي بايد خاطر نشان بكنم ادبيات مهاجرت در طي اين سالها روند بسيار خوبي را پشت سر گذاشته و قاعدتن تلاش عمده ي چنين مسئله اي بر دوش شاعراني خواهد بود كه ادبيات را جدي گرفته اند از هوشنگ ابتهاج تا نادر نادرپوراز يداله رويايي .. تا رضا براهني و امروز ادبيات مهاجر نام هايي را بر دوش مي كشد كه باعث مباهات ادبيات داخل ايران نيز هستند شاعراني چون ماني (ميرزاقا عسگري )..عباس صفاري و ليلا فرجامي

يكي از ويژگي ها و خصيصه هاي ادبيات مهاجر چگونگي رفتار شاعرانه مي باشد شعر نادر نادر پور را چرا دوست دارم شعر صفاري و فرجامي را چرا دوست دارم پر واضح است و آن بوميت و توجه به انديشه ايراني بوده و گذر از شائبه هايي كه زندگي در آن سوي آب نتوانسته اين حقيقت را از انديشه آنها بربايد صفاري در كبريت خيس شاعري كاملن مدرن است با اين حال جنس كلام او ايراني ست صفاري از كاكتوس هاي آريزونا كاركرد ايراني مي كشد... فرجامي چنان از پيكان قراضه سخن مي گويد كه گويي اين شاعر در ايران زندگي مي كند و تمركز به چنين تمهيداتي به مانائي و ماندگار شدن هر شاعري مي انجامد.