Thursday, January 1, 2009

Leila Farjami

____________



Seiichi Nikumi _ River or Sandbank
_________

لیلا فرجامی

برداشت ۱


ه(بنویسیم برداشت، بخوانیم دستبرد)ه




و شب ارواحش را شماره می کند:
همیشه میان آنکه راه می رود و سایه اش
فاصله ایست
همیشه میان سر و کلاه
همیشه میان اشاره و انگشت
همیشه میان پرده و باد...ه

آنگونه که شب
با جملات تکراری اش
پشت به منظومه ی شمسی دراز می کشد
و ستاره ای ضربدرش می شود
شهابی
علامت تعجبش
و سیاه چاله ای
نقطه ی پایانی اش،ه
چشم و گوشی برای بستن می خواهم
آهی برای سوزاندن این همه اِعراب
که بر تنها زبان فراموشِ این جهان تحمیل گشته ست.ه

ساده می نویسم
ساده بخوان
خدای من!ه
آیا شاعران هم این همه گمراهند؟ه
ه -عروسکان کوری که در چرکترین جویِ آب
به خط نامریی خیابانی می پیوندند
و غرق می شوند.ه

________

2 comments:

آذر کیانی said...

سلام . این شعر از جایگاهش برخوردار است از موقعیت موضوع و مفهوم شعر بخوبی بهره برده ودر امتداد خودش زندگی خواهد کرد...ممنون لیلا !

محمد خورشیدی said...

درود لیلا
آفرین
میان پنجره و دیدن
...
خانم فرجامی ، به این فکر می کنم که زیباتر از این، چه گونه می شد بیان کرد اینگونگی را.
همیشه میان سر و کلاه
یادم افتاد به حافظ
نه هر که طرف کله کج نهاد و کج بنشست
کلاه داری و آیین سروری داند
خوانش شما همیشه لذت بخش ست نازنین.
با مهر بسیار