Friday, January 1, 2010

Soroor Javan

______________



Silence-John Cage
______________________

سرور جوان


غياب

يافتنت در حادثه بود
به روايت التهاب و اميد
و گم شدنم ميان کلمات.
ه
صدايت که کردم
در مه لغزيدي
و غولي شدي در سکوت
ميان فضاي خالي بي خوابي هايم.
ه




دلتنگي

مي پيچد در دايره هاي نرمِ خيس
مي کوبد بر زمينِ حيراني
دايره مي شکند به خط هاي سرگشتگيِ بي انتها
خط هاي گريز...
ه
از زمين تا آسمان...ه
پاهاي برهنه ي وحشي، خونينِ خط هاي تيز...ه



خيال تو مرا

به سبکيِ دانه هاي برف
خيالت از ذهنم گذشت.ه
برف، همه جا را پوشاند...
ه
از پشت شيشه ديدم که مي روي.ه
برف از مژه هايم فرو ريخت...
ه




_________

1 comment:

آذر کیانی said...

سلام. خیلی شاعری تو دختر! خیلی قشنگ .ممنون

There was an error in this gadget