Monday, February 1, 2010

Firoozeh Mizani

______________


Women carrying water back to their camp on a Gujarat farm
____________________

فیروزه میزانی


زنگ


زنگ
از برج آمده
تا وقت پرچین را بنوازد

کسی مرده است
و دار در تابوت خوابیده

گنجه
رنگ های تاریک را
ه ه ه ه ه ه ه ه ه بدرقه می کند
روز بر پاشنه های سوزنی اش
در پا گردِ پله می ایستد
و تورِ شب
بر زلف های روشنش سنجاق می شود.ه

زنگ
پای پله است
و دار در تابوت خوابیده

عشق
شیشه ی غش را
ه ه ه ه ه ه ه ه ه در جیب راه می گذارد.ه





________

No comments:

There was an error in this gadget