Sunday, April 1, 2012

Faramarz Soleimani

________________


Lucky Railway, by Wang Yi Guang
___________________
فرامرز سلیمانی
در خالی ی خلنگزار

پوست برهنه ی خارم گاهی که سمت می گیرم و سخت می نگرم
خیره در قلم و برگ
مست و ملنگ این معجون
خلنگ می شوم گاهی
گاهی که خلنگ من می شود
غذای دریایی ام مثل خرچنگ و مار و ماهی
مارماهی
گاهی علف بر دهان گرسنه می گذارم
و می شمارم تا که صفر کم می آورم مثل صفار
و بعد از از سر
از سینی ام کمی به آنان تعارف می کنم
یک دو دهان باز
آنگاه دیکتاتورها و مخلوعا ن را می شمرم
و سرانه شان می دهم به هم
و سرانه شان می گیرم عریان
بی مدال حلبی و تاج مقوایی
وقت کمی می ماند برای شان
وقت کمی مانده است
توی تندیس ها در چشمان گشاده شان خلنگ می شوم
در خالی ی خلنگزار
--از دفترپاپلی و رویاگردانی، جلد ۴




__________________

No comments:

There was an error in this gadget