Sunday, April 1, 2012

Robab Moheb

_________________
untitled ⠂falling buffalo ● david wojnarowicz
_________________________
رباب محب

I
دهان
 سوراخِ حیرت است.
 دهان
کلبه یِ جنّ و پری است.
تختِ الماس است.
نگینِ انگشتری است.
   در این روزهایِ ناشگفت
این ابدالابادِ مسخره
همه جا با توست
با نگاهِ پهنِ گرگِ گرسنه
بر سُفر‌ههایِ لاغر و دراز.

و چشم
   که طرحی خیره است
   بر نقطه هایِ اوّل.
   دست هایِ آویخته.

 اکتبر دوهزارونه/ استکهلم
II

حرفی تازه نمی‌شود.
دهان
 خنده را برایِ سال هایِ بهتر ذخیره می‌کند.
زندگی
 سیل در جاد‌ههایِ از گهواره تا گور است
خاک هایِ زیر برف.
و گریه‌هایی که چشم را بهانه کرد
برایِ دیدنِ باران.
وگرنه
 اتاق همان جنگلِ سفید است
خوابیده
رویِ خرمنِ
کتاب هایِ بر باد.
دوازدهم ژانویه دوهزار و دوازده/

______________

No comments:

There was an error in this gadget