Sunday, April 1, 2012

Youssef Sadigh

__________________
“I Hälsingland” 1954 photos by Hilding Mickelsson
________________
یوسف صدیق (گیلراد)

مرا به نام سپیدم صدا بزن!

نه زمین پیمایی، نه دریا پیمایی، نه فضا پیمایی؛
برای رسیدن به تو
به زمان پیمایی روآورده ام.
به کودکی، به جوانی، به کهنسالی روآورده ام. 
پیش می روم. پس می روم. گم می شوم. کم می شوم.
از آذر به مرداد باز می گردم.
از بهمن به خرداد می رسم
و معماری چهره ات 
بر پهنه ی بی قراری هایم نقش می بندد.
حبابی از اکسیژن گرداگرد توست
که هر سینه ی بی هوایی را هوایی می کند.
.  .  .  .
برای رسیدن به تو شیر می شوم.
شبانه سراسر راه شیری را می پیمایم؛
به ستاره ها سرک می کشم.
برای رسیدن به تو شیر می شوم.
در یخچال خانه ات جا خوش می کنم؛
برای فنجانی قهوه که می نوشی هر صبح.
برای رسیدن به تو شیر می شوم
و سرانگشتان ات را مزه می کنم
در عاطفه ای سیال که می گذرد در من.
اما دریغ!
من پیوسته پلنگ بوده ام؛
تو پیوسته ماه
و فاصله ها از شب پر.
نازنین ام!
روزگاری اگر چون قمری ها
در فضای میان بوسه ای
یا خلوت میان بوته ای
از زمین اردیبهشت دانه برچیدیم؛
لطفن مرا به نام سپیدم صدا بزن!
مثلن بگو شهرام.

۱۳۹۰ شمسی / ۲۰۱۲ میلادی    
______________________


No comments:

There was an error in this gadget