Tuesday, April 1, 2014

Alireza Tabibzadeh

________________ 

Contemporary Cuban art by Tomas Sanchez
_________


علیرضا طبیب زاده

بندر اندوه کوبایی
14-6-2002
گیتار می نوازد
ساعات را در خماری سکوت
دود از پشت بام قهوه خانه به آسمان می رود
و سوت ممّتد کشتی
               هوا را می شکافد

مردان گیسو بافته
با صورتها و اندام  آفتاب سوخته
در غلتیده کنار بافه های رنج

غروب ،
       نارنجی به چهره می ریزد
و زیر عرق پیشانی
غوغای اندیشه ها در پیکار

خستگی به اسارت قهوه در می آید
و بوی زن
لاشه ی قهوه خانه را در خویش می پیچد
آرامش، حواس را می دزدد

گیتار می نوازد
امواج را در مایه های غم

نگاه های درمانده
نگاه های تردید
می لغزند
آرام بروی بافه های خشم
از میان قاب دریچه
و دود غلیظ

گیتار می نوازد  زخم هاشان را
                                      چه اندوه بار

"ماری جووانا" می سوزد
و ذهن ِ مشّوش، آرام می گیرد

پیمانه ها می چرخند
الکل در خون شناور می شود
قهقهه های بی خیالی فضا را می ترکاتد




گیتار به هیجان می رود

زنان،  طناز و رقصان
 چکمه های منتظرِ مردان
                         نفس تازه می کنند

موج دریا
سینه ی صخره ها را خیس میکند
لبخند ها
نگاه ها
حریصانه فرو می افتند
در پای همخوابگی زود گذر
بوی سّکه و عرق تن در هم می آمیزد
و
تبسم ها محو می شوند

//
دود تنباکوی کوبایی
غلیظ تر از ازدحام مگس ها
از لابلای موهای بافته
در چنگال پنکه ی چرکین سقفی

ناقوس، در نواخت مکرر
می پوشاند لَحظه ای
ناله ی سرزمین شان را در حلقوم گیتار

سوت اسارت از کناره ی دریا
به گوش های مضطرب می نشیند
نگاه ها به افق می چرخد

جاشو ها با عضله های  ورم کرده
بافه ها ی تنباکو بر دوش
تا  تاریکخانه ی شناور نفس نفس می زنند


در اولین نگاه سپیده
کشتی لنگر کشیده،
                به غرب می تازد
و زنان در حال شمردن سکه ها
پستانشان را در دهان کودکشان می گذارند، 
گوشه ی  آرامِ قهوه خانه.




_______________________

No comments:

There was an error in this gadget