Showing posts with label Masoud Haji hasan. Show all posts
Showing posts with label Masoud Haji hasan. Show all posts

Wednesday, April 1, 2009

Masoud Haji Hasan




CAUCASUS KAFTAN

___________




مسعود حاجی حسن

بيداد






گيسوان سياه را

گره مي زنم به روز

و چشمانم را به قاب پنجره

اندوه را به نقره زار مهتاب

و درد را به تيك تاك عقربه ها

اينجا من و پيراهن روشن سال هاي سادگي

من و ميل مفرط رفتن به راه

و باز از ميان اينهمه دلدل بي دليل


و پرسه در كوچه باغ هاي ترانه

به تحمل سكوت خواهم رسيد

و خوب مي دانم

نوشداروي اينهمه جراحت بي گاه

اندكي درد و زخمه ي زار است

بر جولانگاه بيدادي سرخ


_____________

Sunday, February 1, 2009

Masoud Haji hasan




مسعود حاجی حسن
_________

چرخه ی باطل





شبنمي كه از چشمان خمار نرگس افتاد
ديگر به خواب نمناك شب و آغوش امن
باز نخواهد گشت
پرنده اي كه از بام روياهامان پريد
ديگر در آسمان اين حوالي
پرنخواهد گشود
ترانه اي كه از گيرو دار لب هاي نيمه باز
رفت
ديگر به اشاره هاي هيچ حادثه اي
ثبت نخواهد شد
حالا سيگارت را روشن
و چراغ اينهمه انتظار را
خاموش كن
دريغا شعاع روشن نور و
فانوس هدايت آدمي.ه


____________