Monday, March 1, 2010

Firoozeh Mizani

______________


Alphonse Osbert - The Muse at Sunrise (1918)
_________________

فیروزه میزانی


ای صبحِ ناپدید


ای صبح ناپدید!ه
چه رفته با نمای نمور این دریا؟
ه
این آینه ی عظیم پشت نما
که نمی نمایاند
جز
مردگان اعماق

ای طالع فلکی!
ه
هر کجا که بیایی
بیابی ای شکار
حتی به کولاک این ستارگان گور

پرپرند
به زیر و بَمت
ای آواز طاقه گشا!
ه
حال که می بریشان
بر عرصه های جولان
می افکنیشان
بر بی راه
می رسانیشان باز
پشت این مه نیمباز

ای صبح ناپدید!
ه
مگو بر نخاسته اند
تو هم
بر نمی خیزی این بار.ه


__

Erik Satie - Gymnopedie No. 1, lent et douloureux


______

1 comment:

آذر کیانی said...

سلام. خیلی خوب و لطیف بود.ممنون

There was an error in this gadget