Ali Reza TabibZadeh

Peace March, Washington DC
_______
علیرضا طبیب زاده
روزی می آيد که ...ه
روزی می آيد که؛ه
تداوم هق هق ها می شکند،ه
مِه غليظ پـَر می کشد،ه
از سطح ِ کف آلود و خاکستری دريا
شبنم های سرشار،ه
به ديدار گلبرگ های جوان می روند
و نَفَس چمن
اندوه از دل ِ دشت می شوید
روزی می آيد که؛ه
زنگار ِ هزاران ساله رخت بر می بندد،ه
از حلقوم صبوری
مردان ،ه
از چنگال روزمره گی می گريزند ،ه
زنان، رنگ های شاد را قدم ميزنند
کودکان زندگی را،ه
روی تن ِ روز
آينه بر دست می رقصند،ه
و خانه ها دور به نظر نمی آیند
روزی می آيد؛ه
که صبح گريان نیست
و شب، در آغوش دلتنگی به خواب نمی رود
سکوت، آرام آرام بال می گشايد
آرامش در کوچه ها آواز می خواند
و نجوا،ه
لالايی ِ خواب ِ ابدیِ فرياد می شود
روزی می آيد؛ه
که اتفاق، در خيابان راه می رود،ه
بی ترس
هوا مست می کند
و دستان ِ سپيد ،ه
اضطرابِ شهر را می شويند
روزی می آيد که ؛ه
خاکستری- سياه محو می شود،ه
فهم توليد مثل می کند
و صـــــدا
می خندد
روزی می آيد که؛ه
هر نور، سَرايی
هر سرا ، نفَسی
و هر نفس
ترانه ای می شود
روزی می آيد که؛ه
سقف آسمان بلند می شود
نفس کم نمی آيد
و پرواز،ه
وسعت می گيرد. ه
کپنهاگ 2000